چکیده
افراد دارای معلولیت بینایی بخش چشمگیری از جامعه را تشکیل میدهند، وضعیت خاص آنها اقتضا دارد علاوهبر حقوق عام شهروندی از حقوق خاصی نیز برخوردار باشند. کرامت انسانی و تبعیض مثبت میتواند از مبانی حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت بینایی باشد که ریشههای این مبانی را میتوان در آموزههای دینی و مبانی قواعد حقوقی یافت. در این تحقیق به دنبال آن هستیم که در چارچوب گفتمان حقوق فقرزدایی، علاوهبر امتیازات و حقوقی که شهروندان بهطور عام از آن برخوردارند، به الگوی شایسته از نظام حقوقی حمایتی افراد دارای معلولیت بینایی دست یابیم که این الگو از سویی میتواند آسیبها، معایب و کاستیهای نظام حقوقی موجود در حمایت از نابینایان را نشان دهد و از سویی افق مطلوب این حقوق را نمایان سازد. پراکندگی قواعد حمایتی، کاستی در مقام اجرا، عدم ضمانت اجرای شایسته در اجرایی کردن قواعد حقوقی، عدم مشارکت مؤثر نابینایان از مرحلۀ تدوین تا تصویب قواعد، عدم بهرهگیری از سازمانهای مردمنهاد نابینایان در حوزۀ وضع و اجرای قواعد حقوقی از مهمترین اشکالات و معایب نظام حقوقی موجود برای افراد با معلولیت بینایی است؛ همچنین الگوی شایستۀ حمایتی برای این گروه خاص باید در سه سطح ساختاری، هنجاری و رفتاری ترسیم شود تا به نظام حقوقی مؤثر، کارامد و شفاف منتهی شود.
کلیدواژهها
اصل دسترسپذیری، تعهدات دولت، حقوق نابینایان، حقوق افراد دارای معلولیت، حقوق فقرزدایی، قانونگذاری شایسته
موضوعات
حقوق بشر