یادداشت ها

یادداشت ها (11)

#یادداشت
فیضیه، بهارستان؛
خیلی دور، خیلی نزدیک

دکتر سید احمد حبیب نژاد

ماهنامه عصر اندیشه، سال هفتم شماره 26 (شهریور 1400)

https://www.magiran.com/p2316294

 

✳یادداشت‌های حقوق اداری
یادداشت ۲؛ نظام اداري صحيح و مشاركت فعال و مؤثر شهروندان

دکتر سيداحمد حبیب‌نژاد

نمی‌توان از "حق بر تعيين سرنوشت" صحبت نمود و از مشاركت شهروندان در تصميم‌گيري‌هاي نوعي در يك جامعه سياسي غافل ماند. حضور و مشاركت فعال و مؤثر شهروندان جنبه ايجابي حق بر تعيين سرنوشت است و سطح شهروندي را از سطح صرفاً "موضوع تصميم" به سطح "مشارکت در تصميم" افزايش می‌دهد.
اين مسئله در "اداره" و "تصميمات اداري" نيز ظهور بيشتري دارد يا بايد داشته باشد خصوصاً اگر اداره را مرجعي براي فعاليت در مسير" خير عمومي" بدانيم و "منفعت عمومي "را نقطه محوري در "عمل اداري " به شمار آوريم.
از سوي ديگر اين مشاركت فعال شهروندان در فرايندهاي تصميم سازي و تصمیم‌گیری اداري يكي از الزامات تحقق" نظام اداري صحيح "موضوع بند دهم اصل سوم قانون اساسي است و بدون اين مشاركت تعهد دولت -به معناي قوه حاكمه- در ايجاد اين نظام اداري به ثمر نمی‌نشیند. نمی‌توان نظام اداري صحيح را در فضايي خودخواهانه و مبتني بر صرف خواست و اراده كارگزاران اداري به وجود آورد. تجربه نشان داده است كه به دلايل مختلف از جمله "تعارض منافع" يا غلبه دیدگاه‌های سياسي و جناحي بر منفعت عمومي نمی‌توان دل به تصميماتي بست كه در پشت درب‌های بسته اداري گرفته می‌شود.
بايد اين نكته را هم در نظر گرفت كه مراد مشاركت واقعي و نه صوري و تزييني شهروندان در يك نظام اداري است. همچنان كه اين مشاركت می‌تواند گستره‌ای داشته باشد. از جمله مشاركت پیش از تصمیم‌گیری اداري مانند حوزه‌های نيازسنجي عمل اداري، مشاركت در حين تصمیم‌گیری اداري و اخذ نظرات و دیدگاه‌های شهروندان مخصوصاً ذينفعان، مشاركت در مرحله اجرا و مشاركت پس از اجرا در نظارت و ارزيابي آن تصميم اداري.
"نظام اداري صحيح "زماني تحقق می‌باید كه "نظام اداري خوب " مبتني بر اراده و البته متكي بر منفعت و خير عمومي شهروندان بنيان نهاده شود و لازمه اين خواست آن است كه هم ‌بسترها و هم سازوكارهاي نقش مؤثر شهروندان در يك نظام اداري مشخص گردد و به لباس قواعد رسمي اداري درآيند تا قابليت سنجش و ارزيابي داشته باشند.
به نظر می‌رسد نقش دانش حقوق اداري در اين ميان نقشي سترگ است و حقوقدانان و پژوهشگران حوزه حقوق اداري و مخصوصاً انجمن ايراني حقوق اداري بايد بيش از گذشته براي ايجاد سازوكارهاي نقش دهي شهروندان در نظام اداري و در نتيجه تحقق "نظام اداري صحيح" ايده پردازي كنند و مدل‌هایی را ارائه نمايند و البته در اين ميان می‌توان از ديوان عدالت اداري هم انتظار داشت تا تضمين كننده قضايي نقش شهروندان در تصمیم‌گیری‌های اداري باشد.

 

کارویژه اصلی و عنصر اساسیِ ماهیت مجلس ، #نمایندگی_اراده_مردم است.اگر این نمایان‌گری باشد ، مجلس به رسالت خود عمل نموده است و الا فلا...

کار پارلمان باید همین باشد : اعمالِ #حکمرانی_تقنینی به نمایندگی از شهروندان برای تامین رضایت منتخبین خود...‌

#رضایت_شهروندان سنجه بسیار محوری در ارزیابی عملکرد هر دوره از مجلس است...

نمایندگی مجلس شروع مناسبی برای سیاست دانی، سیاست ورزی یا ورود ابتدایی به حوزه حکمرانی نیست...مجلس باید میانه راه باشد نه ابتدای راه...

اصل بر عدم قانون‌گذاری است مگر اینکه دلیل منطقی و معقول وجود داشته باشد.‌‌..
اصل اصیل در ماموریت پارلمان باید #تحدید_قدرت و کارآمدی ِ #نظارت_پارلمانی باشد.

این موارد از جمله نکاتی است که قبل از #انتخابات_مجلس در مصاحبه‌ای با چند دانشجویِ دغدغه‌مند و آگاه با فصلنامه #نامه_جمهور بیان شد و در شماره چهارم مجله ( زمستان ۱۴۰۲) منتشر گردید.

 

شنبه, 17 شهریور 1403 10:03

تنفیذ به مثابه یکپارچگی ارکان نظام

نوشته شده توسط
پرونده «تنفیذ چهاردهم»

مادامی که پایبند هستید...

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gifhttp://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif اصل ۱۱۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، امضای حکم رئیس‌جمهور منتخب را در ردیف وظایف و اختیارات مقام رهبری قرار داده است. از امضای حکم ریاست‌جمهوری در حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران به «تنفیذ» یاد می‌شود. اگرچه تنفیذ از نظر فقهی، اصطلاحی باسابقه و شناخته‌شده است، اما پس از انقلاب اسلامی وارد ادبیات سیاسی و حقوقی کشور ما گردید.
رسانه KHAMENEI.IR در جهت بازشناسی و واکاوی اثرات حقوقی تنفیذ و جنبه‌های قانونی آن به سراغ دکتر سیداحمد حبیب‌نژاد، دانشیار حقوق دانشگاه تهران رفته است تا این موضوع را مورد واکاوی قرار دهد.
 
* تنفیذ از منظر حقوقی
تنفیذ مانند برخی مفاهیم دیگر از حقوق خصوصی و فقه معاملات (مانند تنفیذ معاملات فضولی) به حوزه حقوق عمومی وارد شده است. در لسان فقهی - آن‌چنان‌که در کتاب فرهنگ فقه آمده است - تنفیذ به معنای اعتباربخشی عمل حقوقىِ قابل ابطال آمده است. (۱) و بر همین مبنا و در تراث فقهی، مفهوم تنفیذ، نفوذ بخشیدن به تصمیمات و اقدامات یک شخص است.

هرچند در قانون اساسی واژه تنفیذ نیامده و از واژه امضا در بند ۹ اصل ۱۱۰ استفاده شده(۲) ولی در ماده اول قانون انتخابات ریاست‌جمهوری واژه تنفیذ آمده است. (۳) اگر واژه تنفیذ در خصوص شخص منتخب مردم در انتخابات ریاست‌جمهوری به کار رود، معنای آن، اعتبار بخشیدن به مقام و سمت او و به تعبیری فقهی‌تر اجازه تصرف به او - خواهد بود تا بر اساس این مقام معتبر اقدامات و برنامه‌های خود را در چهارچوب قانون اساسی به انجام برساند.

بنابراین، در اندیشه حکمرانی مبتنی بر نظریه ولایت مطلقه فقیه و مخصوصاً بر اساس نظریه نصب که مبنای تدوین، تفسیر و اجرای قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است ماهیت تنفیذ، معتبر نمودن و اعلام اعتبار مقام ریاست‌جمهوری و به تعبیری دقیق‌تر "انتصاب" رئیس‌جمهور به این مقام از سوی ولی‌فقیه جامع‌الشرایط است؛ مخصوصاً که در تعابیر به‌کاررفته در امضای احکام رئیس‌جمهور و در کنار تنفیذ همیشگی رأی مردم در انتخابات ریاست‌جمهوری از عبارت " منصوب نمودن" استفاده شده است.

پس از این تنفیذ است که رئیس‌جمهور منتخب مردم، مقام ریاست‌جمهوری را به دست می‌آورد و می‌تواند اختیارات و مسئولیت‌های خود را اعمال نماید که البته در اینجا نیز این اختیارات و مسئولیت‌های وی به‌صورت مطلق نبوده و باید در چهارچوب موازین مقرر در شرع و قانون اساسی انجام پذیرد. به همین دلیل است که به شرحی که خواهد آمد تنفیذهای حکم رئیس‌جمهوری مقید به رعایت این شروط و ضوابط است.
 
* تنفیذ؛ الزام قانونی یا تشریفات نمایشی
پاسخ اول که مبتنی بر نظریه نصب است این است که در حقیقت، وظایفی که توسط قوای سه‌گانه اعمال می‌شوند، شئون و وظایفی هستند که مربوط به مقام رهبری هستند و وی صلاحیت دارد تا این وظایف را اعمال نماید. بااین‌حال، به دلیل حجم کار فراوان و لزوم تقسیم کار، وظایف مذکور در قالب سه قوه، تنظیم شده است؛ بنابراین، شخص رئیس‌جمهور، در حقیقت فعالیتی را انجام می‌دهد که اصالتاً و ابتدائاً بر عهده مقام رهبری است. باتوجه‌به این حقیقت، تنفیذ حکم رئیس‌جمهور، تشریفاتی نبوده، بلکه غیر تشریفاتی و به معنای تفویض قسمتی از اختیارات از سوی مقام رهبری به شخص منتخب ملت به‌عنوان رئیس‌جمهور است. به تعبیر دیگر، شاید بتوان رئیس‌جمهور را کارگزاری دانست که از سوی مقام رهبری، قسمتی از وظایف وی را انجام می‌دهد. (۴)

به‌عنوان شاهدی دیگر بر تنفیذ امور توسط مقام رهبری، می‌توان به سخن رئیس مجلس بررسی نهایی قانون اساسی یا همان مجلس خبرگان قانون اساسی اشاره کرد: «ما می‌گوییم در حکومت اسلامی باید قوای مملکت در اختیار کسی باشد که آشنا به مسائل دینی و اسلامی و دلسوز ملت است و او کارها را به مباشرت انجام نمی‌دهد؛ بلکه به تنفیذ انجام می‌دهد... .» (۵)

آقای مؤمن از اعضای شورای بازنگری نیز، به این موضوع، چنین اشاره کرده است: «چون مسئله (از نظر شرعی) همان‌طوری که مشروعیت کار همه کارگزاران با تنفیذ و پذیرفتن مقام رهبری هست، بنابراین در کارهایی که وظیفه رهبری است اگر شرعاً شرط نباشد که خودش بالمباشره انجام بدهد، حق این که به کسی واگذار بکند را دارد؛ یعنی هر کسی را که مصلحت تشخیص داد، کما این که حضرت امام هم این کار را کرده است.»(۶)

آقای هاشمی رفسنجانی نایب‌رئیس شورای بازنگری نیز، چنین بیان کرده است: «ما الان بسیاری از کارها را داریم در نظام انجام می‌دهیم که اینها شأن رهبری است؛ ولی در قانون داده‌ایم به جاهای دیگری، با تنفیذ رهبری انجام دارد می‌شود، خودبه‌خود یعنی با تأیید کلی رهبری.» (۷)

به طور صریح‌تر این مبنا را می‌توان در اندیشه امام خمینی یافت: «اگر با امر خدا نباشد، رئیس‌جمهور با نصب فقیه نباشد، غیرمشروع است. وقتی غیرمشروع شد، طاغوت است؛ اطاعت او اطاعت طاغوت است؛ واردشدن در حوزه او واردشدن در حوزه طاغوت است.»(۸)

اصل (۹)۵، (۱۰)۵۶، ۵۷ (۱۱) قانون اساسی و حتی مسئولیت رهبر در تعیین سیاست‌های کلی نظام و نظارت بر حسن اجرای آن - موضوع‌بند ۱ و ۲ اصل ۱۱۰ قانون اساسی - نیز تأییدی بر این برداشت است.

یکی از پاسخ‌ها می‌تواند مبتنی بر احکامی باشد که از سوی رهبران انقلاب اسلامی در مقام تنفیذ ریاست‌جمهوری صادر شده است. این احکام به‌مثابه یک‌رویه در حقوق اساسی ایران عمل کرده و ارکان حکمرانی نیز بدان پایبند بوده‌اند. در این احکام، نسبت به " نصب "شخص منتخب مردم، تصریح شده است که نشان از غیر تشریفاتی بودن تنفیذ است. ازآنجاکه این احکام در ۱۳ دوره انتخابات ریاست‌جمهوری صادر شده و در تمامی آنها به نصب رئیس‌جمهور منتخب ملت تصریح شده است، می‌توان گفت در خصوص نصب شخص منتخب مردم توسط مقام رهبری به ریاست‌جمهوری، عرف اساسی شکل‌گرفته است. به‌عنوان‌مثال، می‌توان به دو نمونه از احکام تنفیذ اشاره کرد. در قسمتی از حکم تنفیذ شهید محمدعلی رجایی که توسط امام خمینی (ره) در تاریخ ۱۱/۰۵/۱۳۶۰ صادر شده، چنین آمده بود: «... ملت شریف و متعهد ایران... به‌رغم تبلیغات دشمنان خارج و داخل، با اکثریت قاطع افزون از دوره سابق، جناب آقای محمدعلی رجایی - ایّده الله تعالی - را به ریاست‌جمهوری کشور اسلامی ایران برگزیده و این مسئولیت بزرگ و بار سنگین را بر عهده او گذاشته است و چون مشروعیت آن باید با نصب فقیه ولی‌امر باشد، اینجانب رأی ملت شریف را تنفیذ و ایشان را به سمت ریاست‌جمهوری اسلامی ایران منصوب نمودم.»

همچنین می‌توان به‌حکم تنفیذ حجت‌الاسلام‌والمسلمین شهید رئیسی منتخب ملت در سیزدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری اشاره کرد. در این حکم که در تاریخ ۱۴۰۰/۰۵/۱۲ صادر گردید، چنین آمده بود: «با تشکر از مردم عزیز و با پیروی از گزینش آنان، رأی به عالِم فرزانه و خستگی‌ناپذیر و کارآزموده و مردمی، جناب حجتالاسلام آقای سید ابراهیم رئیسی را تنفیذ و ایشان را به ریاست‌جمهوری اسلامی ایران منصوب می‌کنم.»

لذا تنفیذ از سویی مستفاد از نص قانون اساسی است و از سویی یادگار رویه‌ای پرتکرار در طول تاریخ نظام جمهوری اسلامی ایران است و از همین رو در مراسم تنفیذ رئیس‌جمهور سیزدهم این‌گونه بیان شد: «این مراسم تنفیذ که متّکی است به قانون اساسی و به رسمی که امام بزرگوار در کشور بنیان‌گذاری کردند، در طول این چند دهه بارها تکرار شده است و مظهری است از جابه‌جایی مسئولیّت بسیار مهمّ قوّه‌ی مجریّه که در واقع مدیریّت کشور است، به شکل عقلانی، به شکل آرام و متین که این بسیار مسئله‌ی مهمّی است.»

پاسخ دیگر در خصوص غیر تشریفاتی بودن عمل تنفیذ می‌تواند این نکته باشد که معمولاً برکناری یا عزل یک مقام، توسط مقام یا نهادی امکان‌پذیر است که حکم انتصاب آن مقام را صادر کرده باشد. مطابق بند ۱۰ اصل ۱۱۰ قانون اساسی، عزل رئیس‌جمهور از جمله وظایف و اختیارات مقام رهبری است. باتوجه‌به این گزاره، روشن می‌شود که امضای حکم انتصاب رئیس‌جمهور نیز بر عهده مقام رهبری است؛ زیرا در غیر این صورت، عزل رئیس‌جمهور توسط مقام رهبری، بی‌معنا و غیرممکن خواهد شد.

پاسخ بعدی، تصریح برخی از اعضای مجلس خبرگان قانون اساسی و شورای بازنگری قانون اساسی به تشریفاتی نبودن مقوله تنفیذ است. از عبارت رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی می‌توان همین اندیشه را دریافت: اگر رئیس‌جمهور از طرف رهبر تأیید نشود. احکامش برای ملت لازم‌الاجرا نیست.(۱۲) همچنین در این زمینه، می‌توان به سخنان رهبر معظم انقلاب به‌عنوان یکی از اعضای شورای بازنگری قانون اساسی اشاره کرد: وقتی ما می‌گوییم که مشروعیت نظام مثلاً رئیس‌جمهور هم که مردم به او رأی می‌دهند، ما جلوی چشم دنیا رئیس‌جمهوری را که چندین میلیون آدم به او رأی داده‌اند، می‌آوریم پیش ولی‌امر که آقا، شما تنفیذ کن دیگر، معنای این حرف چیست؟ معنایش این است که اگر او تنفیذ نکند فایده‌ای ندارد. خوب، پس ببینید ما ولایت مطلقه را در عمل و حتی در اظهارات داریم می‌گوییم؛ منتها این ولایت مطلقه اعمالش و اداره کشور به‌وسیله او با یک سیستمی انجام بگیرد، آن سیستم این است. (۱۳)
 
* تنفیذ حکم ریاست‌جمهوری توسط رهبری؛ وظیفه یا اختیار
در صدر اصل ۱۱۰ قانون اساسی، عبارت «وظایف و اختیارات رهبر» به‌صورت مطلق ذکر شده و به‌صورت مشخص ذکر نشده که کدام یک از موارد یازده‌گانه مذکور در این اصل، مصداق وظیفه و کدام یک مصداق اختیار است. بااین‌حال، می‌توان گفت؛ مثلاً بند ۱۱ این اصل (عفو یا تخفیف مجازات محکومین)، قطعاً یک اختیار و نه یک الزام را بیان می‌کند.

در خصوص ماهیت بند ۹ اصل مذکور و اینکه وظیفه یا اختیار است، می‌توان گفت پاسخ این سؤال، ارتباط زیادی با تشریفاتی یا غیر تشریفاتی بودن مقوله تنفیذ دارد؛ به‌گونه‌ای که اگر بر اساس نظریه نصب، غیر تشریفاتی بودن تنفیذ را بپذیریم، باید امضای حکم ریاست‌جمهوری را امری اختیاری بدانیم؛ زیرا غیر تشریفاتی بودن به این معنا است که مقام رهبری در تشخیص مناسب‌بودن یا مناسب نبودن تنفیذ شخص منتخب مردم، دارای اختیار بوده و می‌تواند چنین امری را تشخیص داده و مطابق تشخیص خود عمل نماید.
 
* مشابه و معادل تنفیذ در نظام‌های سیاسی دنیا
اولاً نظام حقوق اساسی ایران به دلایل مختلف این‌همانی با نظام‌های حقوق اساسی کشورهای دیگر ندارد هرچند شباهت‌هایی وجود دارد. در خصوص مسئله تنفیذ نیز می‌توان شباهت‌هایی را بیان نمود. به‌عنوان نمونه می‌توان از منصوب‌شدن نخست‌وزیر بریتانیا توسط پادشاه این کشور یادکرد. دراین‌رابطه گفتنی است اخیراً در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۱۵، آقای استارتر رهبر حزب کارگر، توسط چارلز سوم پادشاه بریتانیا به سمت نخست‌وزیری منصوب شد. (۱۴) بااین‌حال، نمی‌توان گفت تنفیذ رئیس‌جمهور در ایران با انتصاب نخست‌وزیر در بریتانیا کاملاً مشابه یکدیگر هستند. مسئله‌ای که باعث می‌شود تا این مثال را بیاوریم از باب این است که استقرار نخست‌وزیری در بریتانیا با انتخاب مردم نهایی نمی‌شود و مراحل دیگری را هم می‌خواهد و از این منظر با تنفیذ حکم رئیس‌جمهور در نظام حقوقی ما شباهت دارد.

به‌عنوان نمونه دیگر، می‌توان به اصل ۶۲ از قانون اساسی اسپانیا اشاره کرد که در آن، یکی از وظایف پادشاه، انتصاب نخست‌وزیر ذکر شده است. در این اصل چنین آمده است: «اصل ۶۲ اختیارات و وظایف پادشاه: پیشنهاد رئیس دولت و انتصاب او و همچنین پایان‌دادن به خدمت رئیس دولت به‌طوری‌که در قانون اساسی پیش‌بینی‌شده... .»

اصل ۹۹ قانون اساسی این کشور نیز، چنین بیان کرده است: «۱ - پس از هر بار تجدید کنگره و یا موارد دیگری که در قانون پیش‌بینی‌شده است، پادشاه پس از مشورت با نمایندگان گروه‌های سیاسی مختلف که در پارلمان حضور دارند، کاندیدایی را برای ریاست دولت پیشنهاد خواهد کرد. ۲ - کاندیدای پیشنهادی پادشاه بایستی برنامه‌های دولت خود را در کنگره نمایندگان ارائه نموده و درخواست رأی اعتماد نماید. ۳ - چنانچه کنگره نمایندگان با اکثریت مطلق اعضای خود به کاندیدای مذکور رأی اعتماد دهد، پادشاه او را به ریاست دولت منصوب خواهد نمود
 
* امضا و تنفیذ؛ تفاوت‌ها و ترادف‌ها
آنچه در بند ۹ اصل ۱۱۰ قانون اساسی آمده، لفظ «امضا» است و در این بند و در اصول دیگر، از واژه «تنفیذ» استفاده نشده است هر چند این موضوع در نظام حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران با عنوان «تنفیذ» شناخته می‌شود و در ماده ۱ قانون انتخابات ریاست‌جمهوری از واژه تنفیذ استفاده شده است. در منابع فقهی این دو مترادف استفاده شده است؛ مانند آنچه در فرهنگ فقه می‌خوانیم «از تنفیذ به معناى نخست، به امضا، اجازه کردن و تأیید نیز تعبیر مى‌شود.» (۱۵) در کتاب ترمینولوژی حقوق نیز در مقابل واژه امضا، اجازه و تنفیذ آمده است (۱۶) و در مقابل واژه تنفیذ آمده است «... مرادف اجازه و امضا»(۱۷) همچنان که در لغت‌نامه دهخدا نیز این دو یکی دانسته شده است: «تأییدکردن و یا امضاکردن حکم یا فرمانی از سوی مقامات عالی‌رتبه کشـور.» (۱۸)

این گفتگو از مشروح مذاکرات شورای بازنگری قانون اساسی می‌تواند شاهد خوبی در این زمینه باشد که دو مفهوم امضا و تنفیذ را می‌توان مترادف در نظر گرفت:
نایب رئیس (هاشمی)- امضای حکم ریاست‌جمهوری یا «تنفیذ»؟ آخر امام که تنفیذ نکردند، ما تنفیذ داشتیم شما چه‌طور آن را «امضا» کرده‌اید؟
امینی - در قانون اساسی فعلی هم «امضا» است.
نایب‌رئیس - از اول هم امضا بود؟
موسوی - امضا بود منتها حضرت امام در حکمشان واژه «تنفیذ» را به کار برده‌اند.
نایب‌رئیس - در هیچ اصل دیگری واژه تنفیذ نداریم؟
محمد مؤمن (مخبر کمیسیون)- آقای هاشمی! در این قسمت من آنچه را که در کمیسیون بوده توضیح می‌دهم هاشمی - بفرمایید همان‌طور که عرض کردم این عبارتی که الان در جزوه وظایف در اصل آمده عیناً عبارتی است که در اصل بوده. آنجا دو تا مطلب مطرح شد یکی که این کلمه امضا تبدیل به تنفیذ بشود و گفتیم که چون کلمه امضا به قول بعضی از آقایان مفهوم عرضی یا عوامانه‌اش صرف همین یک خط کشیدن آن زیر هست برای اینکه کسی از آن این مفهوم را تفهّم نکند گفتیم خوب است که ما تبدیلش کنیم به تنفیذ. آقایان فرمودند خوب این امضا از نظر کلمه‌ای مصدر باب افعال است، یعنی گذرا قراردادن و نافذ قراردادن لذا کلمه امضا و کلمه تنفیذ چون یک معنا را دارد موافقت نکردند که این کلمه «امضا» که زیباتر است برداشته بشود. این یک مسئله. 
(۱۹)

با اینحال به نظر می‌رسد می‌توان تفاوتی اندک‌بین این دو مفهوم را قائل شد. امضا مقدمه لازم برای تنفیذ صریح حکم رئیس‌جمهور یا نماد و نمود خارجی این تنفیذ باشد. تا زمانی که امضای حکم رئیس‌جمهور انجام نشود، به تصمیمات و اقدامات رئیس‌جمهور، نفوذ و اعتبار داده نمی‌شود. از منظر دیگر می‌توان گفت امضای حکم رئیس‌جمهور منتخب، کاشف از تنفیذ حکم وی است. یعنی از امضای این حکم، کشف می‌شود که به تصمیمات و اقدامات رئیس‌جمهور، نفوذ و اعتبار بخشیده شده است.
 
* نسبت تنفیذ و نظارت بر رئیس‌جمهور
تنفیذ به معنای امری غیر تشریفاتی، تا حد زیادی می‌تواند به‌عنوان سازوکاری نظارتی بر رئیس‌جمهور محسوب شود بدین‌گونه که قائل به تفکیک میان رئیس‌جمهور منتخب (بعد از تأیید انتخابات توسط ورای نگهبان و قبل از تنفیذ) و رئیس‌جمهور مستقر هستیم. در خصوص رئیس‌جمهور منتخب تنفیذ یا عدم تنفیذ حکم وی می‌تواند ابزاری نظارتی برای رهبری محسوب گردد و در مورد رئیس‌جمهور مستقر نیز اگر رهبری بخواهد به تنفیذ خود پایان دهد می‌تواند از ابزارهای مندرج در قانون اساسی از جمله بند ۱۰ اصل ۱۱۰ (۲۰) استفاده نماید. استفاده از ابزار بند دهم اصل ۱۱۰ به معنای پایان تنفیذ حکم رئیس‌جمهور توسط رهبری است.

امکان استفاده از ابزار نظارتی در خصوص تنفیذ به این دلیل است که تنفیذ عملی مطلق و بدون شروط و قیودی نمی‌باشد؛ بلکه تنفیذ عملی مادام‌الشرایطی است؛ یعنی تا زمانی تنفیذ رهبری اعتبار دارد که شروط و قیود در تنفیذ رعایت گردد.

مشروط بودن و مطلق نبودن تنفیذ به‌صراحت در متن تنفیذ ریاست‌جمهوری شهید رجایی توسط امام خمینی (ره) بیان گردیده است: «اینجانب رأی ملت شریف را تنفیذ و ایشان را به سمت ریاست‌جمهوری اسلامی ایران منصوب نمودم، و مادام که ایشان در خط اسلام عزیز و پیرو احکام مقدس آن هستند و از قانون اساسی ایران تبعیت و در مصالح کشور و ملت عظیم‌الشأن در حدود اختیارات قانونی خویش کوشا باشند و از فرامین الهی و قانون اساسی تخطی ننمایند، این نصب و تنفیذ به قوت خود باقی است و اگر خدای ناخواسته بر خلاف آن عمل نمایند، مشروعیت آن را خواهم گرفت.»(۲۱)

 
 (۱کتاب فرهنگ فقه، ج ۲، ص۶۴۳
 " امضاء حکم ریاست جمهوری پس از انتخاب مردم- صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری از جهت دارا بودن شرایطی که در این قانون می‌‌آید، باید قبل از انتخابات به تأیید شورای نگهبان و در دوره اول به تأیید رهبری برسد."
 "دوره ریاست‌جمهوری اسلامی ایران چهار سال است و از تاریخ تنفیذ اعتبارنامه وسیله مقام رهبری آغاز می‌گردد."
 در این رابطه می‌توان به سؤال آقای ربانی شیرازی و پاسخ آقای اکرمی در مشروح مذاکرات اعضای مجلس بررسی نهایی قانون اساسی اشاره کرد. آقای ربانی شیرازی نکته‌ای را بدین شرح بیان کرده است: «نظر من این است که این اصل بعد از آن موادی باشد که ما دربارة قوة مجریه تصویب کردیم و این مجمل را در اینجا ننویسیم. اما سؤال من عبارت از این است که این اصل در رابطه با ولایت فقیه چه نسبتی دارد؟ شما در آنجا گفته‌اید تولای امر و اجرا به دست او هست و آیا اینجا روشن است که برای چه کسی تعیین می‌کنید و این در رابطه با آن چه نسبتی دارد؟» آقای اکرمی در پاسخ به وی، چنین بیان نموده است: «آنچه که به نظر می‌رسد این است که ما در آنجا و در فصول بعدی که خواهد آمد و شورای نگهبان را توضیح می‌دهیم گمان می‌کنم این را در آنجا هم پذیرفتیم که بسیاری از آنچه که ممکن است در مملکت اجرا بشود فقیه یا آنکه ولی امر است به دیگران تفویض بکند و این مانعی با آن ندارد که به شورای نگهبان یا فقیه مقداری اختیارات بدهد». صورت مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ج ۱، ص ۵۵۹.
 صورت مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ج ۲، ص ۱۱۱۹.
 صورت مشروح مذاکرات شورای بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ج ۲، ص ۶۵۲.
 صورت مشروح مذاکرات شورای بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ج ۲، ص ۸۵۰.
 صحیفه امام، جلد ۱۰،ص ۲۲۱
 "در زمان غیبت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه)، در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که طبق اصل یکصد و هفتم عهده‌‌دار آن می‌گردد."
(۱۰ " حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است..."
(۱۱ "قوای حاکم در جمهوری اسلامی ایران عبارتند از: قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضائیه که زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت بر طبق اصول آینده این قانون اعمال می‌گردند. این قوا مستقل از یکدیگرند."
(۱۲ صورت مشروح مذاکرات شورای بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ج ۲، ص ۱۱۴۲.
(۱۳ صورت مشروح مذاکرات شورای بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ج ۳، ص ۱۶۳۸.
۱۴) https://www.tabnak.ir/۰۰۵EEo
isna.ir/xdRs۶b
https://borna.news/۰۰۸rv۸
http://fdn.ir/۱۹۲۷۲۶
(۱۵ کتاب فرهنگ فقه، ج ۲، ص۶۴۳
(۱۶ کتاب ترمینولوژی حقوق ،ص ۸۱.
(۱۷ همان.ص۱۷۹.
(۱۸  لغتنامه دهخـدا، ، ج ۱ ص، ۷۸۸
(۱۹ صورت مشروح مذاکرات شورای بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ج ۳، ص ۱۳۶۷.
(۲۰ " عزل رئیس‌‌جمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور پس از حکم دیوان عالی کشور به تخلف وی از وظایف قانونی، یا رأی مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت وی بر اساس اصل هشتاد و نهم"
(۲۱ صحیفه امام، جلد ۱۵، ص۶۷.
 

قانــون اساســی برتریــن هنجــار مرجــع در حقــوق موضوعــه، سرسلســله منابــع حقوقی و مهمتریــن قانون هر کشــور از حیــث اعتبار، فراگیــری، عــدم امــکان تخطــی، اســتحکام و الــزام بــه اجــرا اســت. این ســند عالــی بیانگر چهارچــوب هنجــاری عمل حکمرانــی بوده و میثــاق بنیادینــی به مثابــه نمایانگــر حقوق و تعهدات متقابل دولت و ملت است .اما مســأله اصلی آن است که این حقوق و تعهدات بدون وجود سازکارهای دقیق اجرایی به دستهای از آرمانهای فاقــد ضمانت اجرایی فروکاســته خواهند شــد. پس، صیانــت از برتری قانون اساسی در نظام حقوقی مستلزم تضمین همه جانبه و عینی آن ً در بعد اجرای آن اســت. بــه تعبیری،« نظم مبتنی بر قانون مخصوصا اساســی» تنها زمانی قابل تحقق اســت که حاکمیت بالفعل این قانون به همه عرصه‌های خرد و کالن سیاسی و اجتماعی تسری یابدقانــون اساســی جمهوری اســامی ایــران نیز عــاوه بر آنکــه حقوق ملــت و نظــم زمامــداری را بیــان مینمایــد حــاوی قواعــد مربــوط بــه نظــام اســامی، عدالت اجتماعی، همبســتگی ملی و الگــوی فرهنگی، ً اینکه جایــگاه آن در نظام حقوقی اقتصــادی و اجتماعی اســت. مضافا کشــور ما ارزشــی والاتــر دارد زیــرا این ســند ترکیبی از مبانــی توحیدی- اسلامی و حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خویش استقانون اساســی به درستی در اصل ۱۱۳ مناسبترین مقام برای ایفای وظیفه مســئولیت اجرای قانون اساســی را رئیس جمهور دانسته است تا در راســتای پاسداری از قانون اساسی، تضمین حقوق و آزادی‌های مردم و...، مفاد ســوگند شــرعی و الزامی وی را حســب اصل ۱۲۱ قانون اساســی محقق گرداند. بنابراین به نظر میرسد برنامه‌ریزی جهت اجرایی کردن تمام اصول قانون اساسی جزو اولویت‌های کاری رئیس قوه مجریه باشداز ایــن نظر بر اجرایــی کردن همه اصول قانون اساســی تأکید داریم که از »قانــون اساســیگرایی کاریکاتــوری» و تقــدم مصلحتمدارانــه برخی از اصول بر برخی دیگر پرهیز نماییم. قانون اساســی یک پیکره واحد است و عدم اجرای هر بخش از آن خللی در این پیکره است و غیر قابل قبول . مردمی‌ســازی اجــرای قانــون اساســی میتوانــد نــخ تســبیح در سیاســت‌های اجرایــی ایــن میثــاق ملی تلقــی گردد کــه خــود می‌تواند جلوه‌های گوناگونی را به نمایش بگذارد. با توجه به ابلاغ «دستورالعمل نحــوه اعمــال مســئولیت رئیس جمهــور در اجــرای قانون اساســی» و با تشکیل «هیأت عالی اجرای قانون اساسی» با ترکیبی از اشخاص حقوقی و حقوقدانــان فاضــل و نیــز با آغاز مرحلــه اول «ســامانه پیگیری اجرای قانون اساسی» - که درگاه ارتباط مستقیم مردم با دولت در حوزه اجرای قانون اساســی است - و نیز با شروع فعالیت «خانه ملی قانون اساسی « میتوانیم امیدوار باشــیم مشــارکت شــهروندان در دو سطح نخبگانی و عمومی در اجرای قانون اساسی جنبه عملیاتی به خود بگیردبــا توجه به مراتب فوق، معاونت قانون اساســی معاون حقوقی رئیس جمهــور «نخســتین همایش مســئولیت اجــرای قانــون اساســی» را در روز قانــون اساســی (دوازدهم آذرمــاه ۱۴۰۱ ) برگــزار مینماید تا آغــازی مجدد جهــت تأکید بــر اجرای کامل اصول قانون اساســی، شناســایی موانع اجرا و پیــدا نمودن راهکارهای رفع آن موانع و تدوین نظام مســائل اجرای قانون اساســی در چهارچوب گفتوگوهای نخبگانی اجرایی باشد. امیدواریم این همایش و فعالیت های بعدی ذیل آن بتواند موجب تقویت گفتمان التزام به قانون اساسی و باعث سرعت در اجرایی کردن اصول قانون اساسی شود.

یادداشت دکتر سید احمد حبیب نژاد دبیر علمی همایش مسئولیت اجرای قانون اساسی .روزنامه ایران .۱۲ آذر ۱۴۰۱

سه شنبه, 19 ارديبهشت 1402 18:02

قدرت،آزادی، حق ....و عاشورا

نوشته شده توسط

■قدرت،آزادی، حق ....و عاشورا(۱)

 ●"حسین‌بن علی؛مشارکتِ متفکرانه و نفی عوام گراییِ محض "

 *سید احمد حبیب نژاد/عضو هیات علمی گروه حقوق عمومی پردیس فارابی دانشگاه تهران

 صریح باید گفته شودکه  دموکراسی،مشارکتِ محضِ مردم نیست .اصلا نمی توان سرنوشت جامعه ای را به آرایِ هیجانی ،متزلزل و"همگانی " و نیامیخته با تعقل ، منطق ، خرد و اندیشه سپرد.

هسته ی اصلی دموکراسی ،"مشارکتِ متفکرانه همگانیِ مردم" است.اگر مشارکت، بدون تبعیض و واقعا همگانی در انتخابات و اداره امور کشور  برای دموکراسی، به مثابه "خون "در رگهایش باشد ولی" روحِ"مردم سالاری، "تفکر" و "اندیشه " است یا باید باشد.

جهان، نظام‌های سیاسی زیادی را دیده است که در ظاهر و صورت ،مبتنی بر آرا و خواست اکثریت شهروندانش به وجود آمد و کردند آنچه را نباید می‌کردند.

متنِ نامه امام حسین به مردم‌کوفه به خوبی گواه بر لزوم همدلی وصفِ"متفکرانه"در کنار ویژگیِ"همگانی" است. 

 امام ع ‌می فرماید اگر " مَلَئِکُمْ وَذَوی الفَضْلِ وَ الْحِجی مِنْکُمْ "(=بزرگان قوم و صاحبان عقل و خرد و اندیشه)بر  موضوعی مربوط به اجتماع،حکمرانی و مدیریت عمومی‌ِجامعه به نقطه اشتراکی برسند و آن را مطالبه کنند ،حجت حتی بر امام‌معصوم نیز تمام میشود .

مفهوم‌ِ مخالفِ جمله ی شرطیه "فاِن کَتَبَ" نشان می دهد صرفِ آرایِ همگانی ،بدون پشتوانه ای از خرد و تعقل و اندیشه اعتباری ندارد و همان "پوپولیسم" است که نه مبتنی بر "یک نفر =یک رای"که بر "یک دلار =یک رای"استوار است.

 و این متنِ آخرین نامه ی امام حسین ع به مردم کوفه است:

 "بسم اللَّه الرحمن الرحیم از طرف حسین بن على   به سوى گروه مؤمنین و مسلمین. اما بعد؛ هانى و سعید نامه‏ هاى شما را نزد من آوردند و آخرین نفر فرستادگان شما بودند که نزد من آمدند. کلیه آنچه را که شما شرح داده بودید فهمیدم. سخن اکثر شما این بود که ما امام نداریم. تو بسوى ما بیا شاید خدا ما را بوسیله تو به حق هدایت و نزدیک نماید.

من برادر و پسر عم و شخصى که از اهل بیت و مورد وثوق من است یعنى مسلم بن عقیل را بسوى شما می فرستم.

اگر مسلم براى من بنویسد که نظرات بزرگان‌قوم و صاحبان فضل و اندیشه شما مانند آراء عموم  است  همان طور که فرستادگان شما آمدند و نامه‏ هاى شما را قرائت نمودم من با خواست خدا به زودى به سوى شما می آیم ....و السّلام."

 "بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ مِنَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ علیه السلام إِلَى الْمَلَإِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُسْلِمِینَ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ هَانِئاً وَ سَعِیداً قَدَّمَا عَلَیَّ بِکُتُبِکُمْ وَ کَانَا آخِرَ مَنْ قَدِمَ عَلَیَّ مِنْ رُسُلِکُمْ وَ قَدْ فَهِمْتُ کُلَّ الَّذِی اقْتَصَصْتُمْ وَ ذَکَرْتُمْ وَ مَقَالَهُ جُلِّکُمْ أَنَّهُ لَیْسَ عَلَیْنَا إِمَامٌ فَأَقْبِلْ لَعَلَّ اللَّهَ أَنْ یَجْمَعَنَا بِکَ عَلَى الْحَقِّ وَ الْهُدَى وَ أَنَا بَاعِثٌ إِلَیْکُمْ أَخِی وَ ابْنَ عَمِّی وَ ثِقَتِی مِنْ أَهْلِ بَیْتِی مُسْلِمَ بْنَ عَقِیلٍ فَإِنْ کَتَبَ إِلَیَّ بِأَنَّهُ قَدِ اجْتَمَعَ رَأْیُ مَلَئِکُمْ وَ ذَوِی الْحِجَى وَ الْفَضْلِ مِنْکُمْ عَلَى مِثْلِ مَا قَدَّمَتْ بِهِ رُسُلُکُمْ وَ قَرَأْتُ فِی کُتُبِکُمْ فَإِنِّی أَقْدَمُ إِلَیْکُمْ وَشِیکاً إِنْ شَاءَ اللَّهُ ....وَ السَّلَامُ"  

     

شب اول محرم ۱۴۴۰ 

 

در اولین جلسه هیأت مدیره انجمن فقه و حقوق اسلامی، حضرت آیت الله علیدوست و جناب آقای دکتر سید احمد حبیب نژاد به ترتیب به عنوان رئیس و نایب رئیس انجمن به مدت دو سال انتخاب شدند.

در انتخابات مجمع عمومی انجمن فقه و حقوق اسلامی دوره جدید (چهارم)  اساتید ذیل به مدت دو سال به عنوان هیات مدیره انتخاب گردیدند:       

  آیت الله  ابوالقاسم عليدوست ابرقوئی 

دکتر سید احمدحبیب نژاد 

دکتر سید حسین وحدتی شبیری

دکتر حسین جوان آراسته

حجه الاسلام و المسلمین سید مجتبی میردامادی

حجه الاسلام و المسلمین محمد بابک عشایری منفرد

حجه الاسلام و المسلمین حسن عالمی طامه

  ضمنا اقایان حسین قافی  و طبرسی به عنوان بازرس انجمن انتخاب گردیدند

جمعه, 28 آبان 1400 14:04

همایش ملی فقه هنر

نوشته شده توسط

به گزارش خبرگزاری فارس ، دکترسید احمد حبیب نژاد  عصر امروز در همایش ملی فقه هنر که در سالن همایش پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد، در سخنرانی خود تحت عنوان"تقنین در حوزه هنر " با اشاره به تعریف هنر اظهار کرد: هنوز تعریف واحدی برای هنر در جهان وجود ندارد، هر کدام از تعریف‌های موجود برای هنر دارای اشکال است.

وی ادامه داد: برخی می‌گویند چون جنس هنر از جنس خیال است، نمی‌توان آن را در چارچوب قانون قرار داد و قانون سلطه ای بر هنر ندارد، اما برخی دیگر معتقد هستند که هنر یک پدیده اجتماعی است و مانند هر پدیده ای دیگر، امکان تقنین برای هنر وجود دارد، اما نباید حکومت در زمینه هنر قانون گذاری کند. 

 

عضو هیأت علمی دانشگاه تهران افزود: جنبه بیرون هنری قابلیت نقنین را دارد و این مساله چه در یک حکومت دینی و چه در حکومت غیردینی مطرح است، به نظرم نخستین اصل برای تقیین هنر، اصل بر عدم تقنین آن است، مگر این که یک دلیل منطقی برای تقنین هنر وجود داشته باشد.

 

حبیب نژاد با اشاره به حمایت قانون از هنر و هنرمندان اظهار کرد: قوانین متعددی در زمینه حمایت از هنر و هنرمندان در عرصه‌های مختلف وجود دارد، گاهی هم این حمایت با تاسیس نهادهایی صورت می‌گیرد.

 

وی ادامه داد: قانون اساسی ایران، یک قانون کمال گرا است و براساس این قانون، وظیفه دولت ایجاد فضا برای ارتقای معنوی مردم است، به همین دلیل بر اساس  امکان هزینه کرد برای حمایت از هنر وجود دارد.

 

عضو هیأت علمی دانشگاه تهران افزود: ورود هر نهاد قانون گذار به حوزه هنر باید به یک دلیل منطقی باشد، باید برای تدوین قانون در زمینه هنر از خود هنرمندان استفاده شود، همچنین قوانین مرتبط با هنر باید منعطف پذیر باشند و همراه با این پدیده سیال حرکت کنند.

 

حبیب نژاد، بررسی دقیق تمام قوانین در زمینه هنر را ضروری دانست و تصریح کرد: دبیرخانه همایش ملی فقه هنر ظرفیت پرداختن به چنین کاری را دارد.

 

وی ادامه داد: قانون گذاری یکی از اصول حکمرانی است و حکومت‌ها از این ابزار برای تنظیم روابط اجتماعی و نیز رسیدن به اهداف، مقاصد و آرمان خود بهره می‌برند.

 

عضو هیأت علمی دانشگاه تهران افزود: مقنن باید بپذیرد که حوزه‌های آزادی در مقوله هنر باید فراخ تر از حوزه‌های کنترل شده باشد.

 

حبیب نژاد با اشاره به اصول موردنیاز برای ورود حاکمیت به تقنین در موضوع هنر اظهار کرد: در گستره ورود حاکمیت به این مساله باید اصولی مورد پذیرش نهادهای مقررات گذاری باشد از جمله این که تقنین هنر باید بیشتر تکیه بر حمایت داشته و جنبه‌های حمایتی قانون گذاری بسیار پررنگ باشد.

 

وی ادامه داد: اصل پس کنترلی در هنر بایستی موجب گردد تا حد ممکن کنترل‌های پیشینی در هنر به حداقل برسد و براساس اصل انعطاف پذیری، حوزه هنر شایسته قوانین سخت و غیرقابل انعطاف نیست.

 

عضو هیأت علمی دانشگاه تهران در پایان خاطرنشان کرد: مشارکت اهل هنر در وضع، تفسیر و اجرای قوانین بسیار حیاتی است به خصوص در مرحله ابتکار تقنینی که عدم مشارکت هنرمندان می‌تواند قانون مربوطه را با چالش‌هایی مواجه نماید.                                                                                                       

جمعه, 28 آبان 1400 14:04

حقوق فقر

نوشته شده توسط

کولبر ها و رنج هایی که می کشند ...

 

کولبری پدیده نوینی نیست و سالیان سال مردمانی به آن گرفتارند.نیاز، آنها را به سویی کشیده است که گفتنش درد است و دیدنش دشوار.عدم توسعه اقتصادی مناطق مرزی مانند کردستان و عدم برنامه ریزی برای ایجاد شغل که به استناد قانون اساسی جزو تعهدات دولت است،و مهمتر از همه نادیده گرفتن حقوق انسانی زن و مرد و کودک و پیر که کولبری می کنند از سوی مدیران و برنامه ریزانی که فقط مدعی هستند ،باعث شده است صحنه هایی رقم بخورد که جانسوز است.

#کولبر فقط  بار سنگین حمل نمی کند.او در حال جابجایی تمام درد هایی است که  درکی از آن در طبقه ی تصمیم گیر جامعه نیست و متاسفانه جامعه حقوقی ما هم هنوز  حق آنها را ادا نکرده است .حقوقدانان وظیفه دارند این طبقه از جامعه را نیز  ببینند و از آنها در جهت ایفای حقوقشان حمایت کنند و وظایف فراموش شده قوای حاکم_ از مجلس و قضاییه و مجریه_ را به آنها یاد آور شوند .

کافیست خودمان را فقط برای یکبار جای انهایی قرار دهیم که در این #سرمای استخوان سوز کوهستان ها آنهم برای مبلغ ناچیزی ،کولبری می کنند.به عقیده ام دانشجویان و اساتید #حقوق باید به رسالت خود در حمایت حقوقی از کولبرها و امثالشان  عمل نمایند و در غیر اینصورت چه ارزشی برای کتاب ها ،درس ها و نظریاتی که خوانده ایم  ، درس می دهیم و آموزش  میگیریم متصور است؛شاید هیچ ...

 

✍دکتر سید احمد حبیب نژاد

عصو هیات علمی گروه حقوق عمومی پردیس فارابی دانشگاه تهران

 

جمعه, 28 آبان 1400 14:04

وجدان جمعی نیروی سازنده قانون اخلاقی

نوشته شده توسط

وجدان جمعی نیروی سازنده قانون اخلاقی عنوان مقاله دکتر سید احمد حبیب نژاد معاون پژوهشی مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی است که در دومین کنفرانس بین المللی اخلاق و قانون ارائه شد.

 

چکیده این مقاله به شرح زیر است.

 

اهمیت مفهوم نظم عمومی در فرآیند قانون‌گذاری، ما را ناگزیر از شناسایی و تبیین آن می‌کند. به صورت سنتی نظم عمومی با مفهوم اخلاق حسنه پیوند خورده است، با این حال بررسی‌ها نشان می‌دهد نمی‌توان مفاهیم نظم عمومی و اخلاق حسنه را به یکدیگر تقلیل داد.

 

ما نیازمند مفهوم جدیدی هستیم که بتواند جامعیت مصادیق را به همراه داشته باشد و به همان نحوی که چتر خود را بر سر مصادیق مشترک نظم عمومی و اخلاق حسنه می‌گستراند، قادر به شناسایی مصادیق برون اخلاقی نظم عمومی نیز باشد. به نظر می‌رسد با این توضیح که نظم، پدیده‌ای خودجوش و نه سازمانی است، می‌توان وجدان جمعی را به عنوان مرجع اعلام نظم عمومی شناسایی کرد. وجدان جمعی از طریق گفت‌وگوی عمومی شکل می‌گیرد و دولت تنها مرجع اجرای آن خواهد بود

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به مولف آن بوده وبهره برداری از مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.