چکیده:
استان مرزی سیستان و بلوچستان از جمله محرومترین استانهای کشور است که با وجود تلاشها و صرف هزینههای هنگفتی که برای توسعه آن شده است و علیرغم دستاوردها، هنوز جمعیت زیادی از مردم این استان در فقر و محرومیت زندگی میکنند بهگونهای که بر اساس آمارهای کشوری در شاخصهای فقر و محرومیت استان سیستان و بلوچستان رتبه یک را در کشور دارد. برای رفع فقر و بهبود معیشت مردم در مناطق مرزی میتوان از پتانسیل مرز بهره جست. اما این امر به خصوص در استان سیستان و بلوچستان خود با چالشهای جدی روبروست که درصورت شناسایی و شناخت کامل موانع و همچنین ظرفیتهای موجود در این استان میتوان برنامهریزی و سیاستگذاری های مطلوبی جهت ریشهکنی فقر در استان اتخاذ شود. بر این اساس پژوهش حاضر از نوع کیفی با روش مصاحبه نیمهساختار یافته به دنبال شناسایی مهمترین چالشها و ظرفیتهای اداری در استان مرزی سیستان و بلوچستان بوده و جامعه آماری آن را مدیران و متخصصان استان تشکیل داده است. نتایج حاصل از تحلیل مصاحبهها نشان داد که اتخاذ رویکرد امنیتی بهجای توسعهای در مناطق مرزی، عدم استفاده بهینه از مبادلات مرزی به مثابه فرصت اقتصادی، قاچاق و ایجاد اقتصاد ناایمن، سیاستهای اقتصادی نامطلوب کشورهای همجوار در رابطه با مرز چالشهای اصلی به حساب میآید و ظرفیتهایی همچون ایجاد و گسترش بازاچههای مرزی و استفاده از ظرفیت صنعت و معدن استان با مشارکت مردم محلی و تعاونیهای مرزنشینان چنانچه مورد توجه قرار گیرد گامی اساسی درجهت رفع ریشهای فقر برداشته میشود.
واژههای کلیدی: استان سیستان و بلوچستان، فقر زدایی، چالشهای اداری، ظرفیتهای اداری، مرز