مسئول محتوایی

مسئول محتوایی

کتاب «نظارت پارلمانی؛ اصول، آسیب‌شناسی و بایسته‌ها» تألیف دانشیار دانشگاه تهران روانه بازار نشر شد

 
 
کتاب «نظارت پارلمانی؛ اصول، آسیب‌شناسی و بایسته‌ها» تألیف دکتر سید احمد حبیب‌نژاد، دانشیار دانشگاه تهران توسط انتشارات کتابخانه موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی منتشر شد.

به گزارش روابط عمومی دانشگاه تهران، «کتاب نظارت پارلمانی» که به همت دکتر سید احمد حبیب‌نژاد دانشیار دانشگاه تهران و با همکاری جمعی از دانشجویان عضو هسته پژوهشی نظارت کارآمد مجلس به عنوان یکی از هسته‌های پژوهشی بنیاد ملی نخبگان تدوین و توسط انتشارات کتابخانه موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی منتشر شده است، رونمایی شد.

در قسمتی از مقدمه این کتاب آمده است: «اگر نظارت قوا و نهادهای حاکم بر یکدیگر را جزئی اصیل و مهم از حکمرانی تلقی کنیم، متأسفانه باید گفت نظارت ناکارآمد، به یکی از مهمترین چالش‌های حکمرانی در کشور ما تبدیل شده است. برخی خردمندان حوزه حکمرانی از اولویت نظارت پارلمانی بر تقنین سخن می‌گویند. معضلاتی که تورم قانون در کشور ما ایجاد کرده و ناشی از تبدیل مجلس به کارخانه قاعده‌سازی است و از سوی دیگر، روی کاغذ ماندن انبوهی از قوانین و اجرایی نشدن آنها، توجهات را به مقوله نظارت، بیش از پیش معطوف کرده است.»

مهمترین بخش‌های این کتاب عبارت است از: اصول حاکم بر نظارت پارلمانی و تبیین آثار حقوقی هر اصل؛ آسیب‌شناسی کلیه قوانین مرتبط با نظارت مجلس شورای اسلامی از حیث دلالت‌‌ها، ایرادات و ابهامات؛ شناسایی ابزارهای نظارت پارلمانی در قوانین اساسی کشورها و بررسی تطبیقی موارد مشابه با ابزارهای نظارتی به رسمیت شناخته‌شده برای مجلس شورای اسلامی؛ ارائه الگوی مطلوب نظارت مجلس شورای اسلامی در قالب تدوین پیش‌نویس طرح «اصلاح قانون آئین‌نامه داخلی مجلس و سایر قوانین مرتبط با نظارت مجلس».

پرونده «تنفیذ چهاردهم»

مادامی که پایبند هستید...

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gifhttp://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif اصل ۱۱۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، امضای حکم رئیس‌جمهور منتخب را در ردیف وظایف و اختیارات مقام رهبری قرار داده است. از امضای حکم ریاست‌جمهوری در حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران به «تنفیذ» یاد می‌شود. اگرچه تنفیذ از نظر فقهی، اصطلاحی باسابقه و شناخته‌شده است، اما پس از انقلاب اسلامی وارد ادبیات سیاسی و حقوقی کشور ما گردید.
رسانه KHAMENEI.IR در جهت بازشناسی و واکاوی اثرات حقوقی تنفیذ و جنبه‌های قانونی آن به سراغ دکتر سیداحمد حبیب‌نژاد، دانشیار حقوق دانشگاه تهران رفته است تا این موضوع را مورد واکاوی قرار دهد.
 
* تنفیذ از منظر حقوقی
تنفیذ مانند برخی مفاهیم دیگر از حقوق خصوصی و فقه معاملات (مانند تنفیذ معاملات فضولی) به حوزه حقوق عمومی وارد شده است. در لسان فقهی - آن‌چنان‌که در کتاب فرهنگ فقه آمده است - تنفیذ به معنای اعتباربخشی عمل حقوقىِ قابل ابطال آمده است. (۱) و بر همین مبنا و در تراث فقهی، مفهوم تنفیذ، نفوذ بخشیدن به تصمیمات و اقدامات یک شخص است.

هرچند در قانون اساسی واژه تنفیذ نیامده و از واژه امضا در بند ۹ اصل ۱۱۰ استفاده شده(۲) ولی در ماده اول قانون انتخابات ریاست‌جمهوری واژه تنفیذ آمده است. (۳) اگر واژه تنفیذ در خصوص شخص منتخب مردم در انتخابات ریاست‌جمهوری به کار رود، معنای آن، اعتبار بخشیدن به مقام و سمت او و به تعبیری فقهی‌تر اجازه تصرف به او - خواهد بود تا بر اساس این مقام معتبر اقدامات و برنامه‌های خود را در چهارچوب قانون اساسی به انجام برساند.

بنابراین، در اندیشه حکمرانی مبتنی بر نظریه ولایت مطلقه فقیه و مخصوصاً بر اساس نظریه نصب که مبنای تدوین، تفسیر و اجرای قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است ماهیت تنفیذ، معتبر نمودن و اعلام اعتبار مقام ریاست‌جمهوری و به تعبیری دقیق‌تر "انتصاب" رئیس‌جمهور به این مقام از سوی ولی‌فقیه جامع‌الشرایط است؛ مخصوصاً که در تعابیر به‌کاررفته در امضای احکام رئیس‌جمهور و در کنار تنفیذ همیشگی رأی مردم در انتخابات ریاست‌جمهوری از عبارت " منصوب نمودن" استفاده شده است.

پس از این تنفیذ است که رئیس‌جمهور منتخب مردم، مقام ریاست‌جمهوری را به دست می‌آورد و می‌تواند اختیارات و مسئولیت‌های خود را اعمال نماید که البته در اینجا نیز این اختیارات و مسئولیت‌های وی به‌صورت مطلق نبوده و باید در چهارچوب موازین مقرر در شرع و قانون اساسی انجام پذیرد. به همین دلیل است که به شرحی که خواهد آمد تنفیذهای حکم رئیس‌جمهوری مقید به رعایت این شروط و ضوابط است.
 
* تنفیذ؛ الزام قانونی یا تشریفات نمایشی
پاسخ اول که مبتنی بر نظریه نصب است این است که در حقیقت، وظایفی که توسط قوای سه‌گانه اعمال می‌شوند، شئون و وظایفی هستند که مربوط به مقام رهبری هستند و وی صلاحیت دارد تا این وظایف را اعمال نماید. بااین‌حال، به دلیل حجم کار فراوان و لزوم تقسیم کار، وظایف مذکور در قالب سه قوه، تنظیم شده است؛ بنابراین، شخص رئیس‌جمهور، در حقیقت فعالیتی را انجام می‌دهد که اصالتاً و ابتدائاً بر عهده مقام رهبری است. باتوجه‌به این حقیقت، تنفیذ حکم رئیس‌جمهور، تشریفاتی نبوده، بلکه غیر تشریفاتی و به معنای تفویض قسمتی از اختیارات از سوی مقام رهبری به شخص منتخب ملت به‌عنوان رئیس‌جمهور است. به تعبیر دیگر، شاید بتوان رئیس‌جمهور را کارگزاری دانست که از سوی مقام رهبری، قسمتی از وظایف وی را انجام می‌دهد. (۴)

به‌عنوان شاهدی دیگر بر تنفیذ امور توسط مقام رهبری، می‌توان به سخن رئیس مجلس بررسی نهایی قانون اساسی یا همان مجلس خبرگان قانون اساسی اشاره کرد: «ما می‌گوییم در حکومت اسلامی باید قوای مملکت در اختیار کسی باشد که آشنا به مسائل دینی و اسلامی و دلسوز ملت است و او کارها را به مباشرت انجام نمی‌دهد؛ بلکه به تنفیذ انجام می‌دهد... .» (۵)

آقای مؤمن از اعضای شورای بازنگری نیز، به این موضوع، چنین اشاره کرده است: «چون مسئله (از نظر شرعی) همان‌طوری که مشروعیت کار همه کارگزاران با تنفیذ و پذیرفتن مقام رهبری هست، بنابراین در کارهایی که وظیفه رهبری است اگر شرعاً شرط نباشد که خودش بالمباشره انجام بدهد، حق این که به کسی واگذار بکند را دارد؛ یعنی هر کسی را که مصلحت تشخیص داد، کما این که حضرت امام هم این کار را کرده است.»(۶)

آقای هاشمی رفسنجانی نایب‌رئیس شورای بازنگری نیز، چنین بیان کرده است: «ما الان بسیاری از کارها را داریم در نظام انجام می‌دهیم که اینها شأن رهبری است؛ ولی در قانون داده‌ایم به جاهای دیگری، با تنفیذ رهبری انجام دارد می‌شود، خودبه‌خود یعنی با تأیید کلی رهبری.» (۷)

به طور صریح‌تر این مبنا را می‌توان در اندیشه امام خمینی یافت: «اگر با امر خدا نباشد، رئیس‌جمهور با نصب فقیه نباشد، غیرمشروع است. وقتی غیرمشروع شد، طاغوت است؛ اطاعت او اطاعت طاغوت است؛ واردشدن در حوزه او واردشدن در حوزه طاغوت است.»(۸)

اصل (۹)۵، (۱۰)۵۶، ۵۷ (۱۱) قانون اساسی و حتی مسئولیت رهبر در تعیین سیاست‌های کلی نظام و نظارت بر حسن اجرای آن - موضوع‌بند ۱ و ۲ اصل ۱۱۰ قانون اساسی - نیز تأییدی بر این برداشت است.

یکی از پاسخ‌ها می‌تواند مبتنی بر احکامی باشد که از سوی رهبران انقلاب اسلامی در مقام تنفیذ ریاست‌جمهوری صادر شده است. این احکام به‌مثابه یک‌رویه در حقوق اساسی ایران عمل کرده و ارکان حکمرانی نیز بدان پایبند بوده‌اند. در این احکام، نسبت به " نصب "شخص منتخب مردم، تصریح شده است که نشان از غیر تشریفاتی بودن تنفیذ است. ازآنجاکه این احکام در ۱۳ دوره انتخابات ریاست‌جمهوری صادر شده و در تمامی آنها به نصب رئیس‌جمهور منتخب ملت تصریح شده است، می‌توان گفت در خصوص نصب شخص منتخب مردم توسط مقام رهبری به ریاست‌جمهوری، عرف اساسی شکل‌گرفته است. به‌عنوان‌مثال، می‌توان به دو نمونه از احکام تنفیذ اشاره کرد. در قسمتی از حکم تنفیذ شهید محمدعلی رجایی که توسط امام خمینی (ره) در تاریخ ۱۱/۰۵/۱۳۶۰ صادر شده، چنین آمده بود: «... ملت شریف و متعهد ایران... به‌رغم تبلیغات دشمنان خارج و داخل، با اکثریت قاطع افزون از دوره سابق، جناب آقای محمدعلی رجایی - ایّده الله تعالی - را به ریاست‌جمهوری کشور اسلامی ایران برگزیده و این مسئولیت بزرگ و بار سنگین را بر عهده او گذاشته است و چون مشروعیت آن باید با نصب فقیه ولی‌امر باشد، اینجانب رأی ملت شریف را تنفیذ و ایشان را به سمت ریاست‌جمهوری اسلامی ایران منصوب نمودم.»

همچنین می‌توان به‌حکم تنفیذ حجت‌الاسلام‌والمسلمین شهید رئیسی منتخب ملت در سیزدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری اشاره کرد. در این حکم که در تاریخ ۱۴۰۰/۰۵/۱۲ صادر گردید، چنین آمده بود: «با تشکر از مردم عزیز و با پیروی از گزینش آنان، رأی به عالِم فرزانه و خستگی‌ناپذیر و کارآزموده و مردمی، جناب حجتالاسلام آقای سید ابراهیم رئیسی را تنفیذ و ایشان را به ریاست‌جمهوری اسلامی ایران منصوب می‌کنم.»

لذا تنفیذ از سویی مستفاد از نص قانون اساسی است و از سویی یادگار رویه‌ای پرتکرار در طول تاریخ نظام جمهوری اسلامی ایران است و از همین رو در مراسم تنفیذ رئیس‌جمهور سیزدهم این‌گونه بیان شد: «این مراسم تنفیذ که متّکی است به قانون اساسی و به رسمی که امام بزرگوار در کشور بنیان‌گذاری کردند، در طول این چند دهه بارها تکرار شده است و مظهری است از جابه‌جایی مسئولیّت بسیار مهمّ قوّه‌ی مجریّه که در واقع مدیریّت کشور است، به شکل عقلانی، به شکل آرام و متین که این بسیار مسئله‌ی مهمّی است.»

پاسخ دیگر در خصوص غیر تشریفاتی بودن عمل تنفیذ می‌تواند این نکته باشد که معمولاً برکناری یا عزل یک مقام، توسط مقام یا نهادی امکان‌پذیر است که حکم انتصاب آن مقام را صادر کرده باشد. مطابق بند ۱۰ اصل ۱۱۰ قانون اساسی، عزل رئیس‌جمهور از جمله وظایف و اختیارات مقام رهبری است. باتوجه‌به این گزاره، روشن می‌شود که امضای حکم انتصاب رئیس‌جمهور نیز بر عهده مقام رهبری است؛ زیرا در غیر این صورت، عزل رئیس‌جمهور توسط مقام رهبری، بی‌معنا و غیرممکن خواهد شد.

پاسخ بعدی، تصریح برخی از اعضای مجلس خبرگان قانون اساسی و شورای بازنگری قانون اساسی به تشریفاتی نبودن مقوله تنفیذ است. از عبارت رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی می‌توان همین اندیشه را دریافت: اگر رئیس‌جمهور از طرف رهبر تأیید نشود. احکامش برای ملت لازم‌الاجرا نیست.(۱۲) همچنین در این زمینه، می‌توان به سخنان رهبر معظم انقلاب به‌عنوان یکی از اعضای شورای بازنگری قانون اساسی اشاره کرد: وقتی ما می‌گوییم که مشروعیت نظام مثلاً رئیس‌جمهور هم که مردم به او رأی می‌دهند، ما جلوی چشم دنیا رئیس‌جمهوری را که چندین میلیون آدم به او رأی داده‌اند، می‌آوریم پیش ولی‌امر که آقا، شما تنفیذ کن دیگر، معنای این حرف چیست؟ معنایش این است که اگر او تنفیذ نکند فایده‌ای ندارد. خوب، پس ببینید ما ولایت مطلقه را در عمل و حتی در اظهارات داریم می‌گوییم؛ منتها این ولایت مطلقه اعمالش و اداره کشور به‌وسیله او با یک سیستمی انجام بگیرد، آن سیستم این است. (۱۳)
 
* تنفیذ حکم ریاست‌جمهوری توسط رهبری؛ وظیفه یا اختیار
در صدر اصل ۱۱۰ قانون اساسی، عبارت «وظایف و اختیارات رهبر» به‌صورت مطلق ذکر شده و به‌صورت مشخص ذکر نشده که کدام یک از موارد یازده‌گانه مذکور در این اصل، مصداق وظیفه و کدام یک مصداق اختیار است. بااین‌حال، می‌توان گفت؛ مثلاً بند ۱۱ این اصل (عفو یا تخفیف مجازات محکومین)، قطعاً یک اختیار و نه یک الزام را بیان می‌کند.

در خصوص ماهیت بند ۹ اصل مذکور و اینکه وظیفه یا اختیار است، می‌توان گفت پاسخ این سؤال، ارتباط زیادی با تشریفاتی یا غیر تشریفاتی بودن مقوله تنفیذ دارد؛ به‌گونه‌ای که اگر بر اساس نظریه نصب، غیر تشریفاتی بودن تنفیذ را بپذیریم، باید امضای حکم ریاست‌جمهوری را امری اختیاری بدانیم؛ زیرا غیر تشریفاتی بودن به این معنا است که مقام رهبری در تشخیص مناسب‌بودن یا مناسب نبودن تنفیذ شخص منتخب مردم، دارای اختیار بوده و می‌تواند چنین امری را تشخیص داده و مطابق تشخیص خود عمل نماید.
 
* مشابه و معادل تنفیذ در نظام‌های سیاسی دنیا
اولاً نظام حقوق اساسی ایران به دلایل مختلف این‌همانی با نظام‌های حقوق اساسی کشورهای دیگر ندارد هرچند شباهت‌هایی وجود دارد. در خصوص مسئله تنفیذ نیز می‌توان شباهت‌هایی را بیان نمود. به‌عنوان نمونه می‌توان از منصوب‌شدن نخست‌وزیر بریتانیا توسط پادشاه این کشور یادکرد. دراین‌رابطه گفتنی است اخیراً در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۱۵، آقای استارتر رهبر حزب کارگر، توسط چارلز سوم پادشاه بریتانیا به سمت نخست‌وزیری منصوب شد. (۱۴) بااین‌حال، نمی‌توان گفت تنفیذ رئیس‌جمهور در ایران با انتصاب نخست‌وزیر در بریتانیا کاملاً مشابه یکدیگر هستند. مسئله‌ای که باعث می‌شود تا این مثال را بیاوریم از باب این است که استقرار نخست‌وزیری در بریتانیا با انتخاب مردم نهایی نمی‌شود و مراحل دیگری را هم می‌خواهد و از این منظر با تنفیذ حکم رئیس‌جمهور در نظام حقوقی ما شباهت دارد.

به‌عنوان نمونه دیگر، می‌توان به اصل ۶۲ از قانون اساسی اسپانیا اشاره کرد که در آن، یکی از وظایف پادشاه، انتصاب نخست‌وزیر ذکر شده است. در این اصل چنین آمده است: «اصل ۶۲ اختیارات و وظایف پادشاه: پیشنهاد رئیس دولت و انتصاب او و همچنین پایان‌دادن به خدمت رئیس دولت به‌طوری‌که در قانون اساسی پیش‌بینی‌شده... .»

اصل ۹۹ قانون اساسی این کشور نیز، چنین بیان کرده است: «۱ - پس از هر بار تجدید کنگره و یا موارد دیگری که در قانون پیش‌بینی‌شده است، پادشاه پس از مشورت با نمایندگان گروه‌های سیاسی مختلف که در پارلمان حضور دارند، کاندیدایی را برای ریاست دولت پیشنهاد خواهد کرد. ۲ - کاندیدای پیشنهادی پادشاه بایستی برنامه‌های دولت خود را در کنگره نمایندگان ارائه نموده و درخواست رأی اعتماد نماید. ۳ - چنانچه کنگره نمایندگان با اکثریت مطلق اعضای خود به کاندیدای مذکور رأی اعتماد دهد، پادشاه او را به ریاست دولت منصوب خواهد نمود
 
* امضا و تنفیذ؛ تفاوت‌ها و ترادف‌ها
آنچه در بند ۹ اصل ۱۱۰ قانون اساسی آمده، لفظ «امضا» است و در این بند و در اصول دیگر، از واژه «تنفیذ» استفاده نشده است هر چند این موضوع در نظام حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران با عنوان «تنفیذ» شناخته می‌شود و در ماده ۱ قانون انتخابات ریاست‌جمهوری از واژه تنفیذ استفاده شده است. در منابع فقهی این دو مترادف استفاده شده است؛ مانند آنچه در فرهنگ فقه می‌خوانیم «از تنفیذ به معناى نخست، به امضا، اجازه کردن و تأیید نیز تعبیر مى‌شود.» (۱۵) در کتاب ترمینولوژی حقوق نیز در مقابل واژه امضا، اجازه و تنفیذ آمده است (۱۶) و در مقابل واژه تنفیذ آمده است «... مرادف اجازه و امضا»(۱۷) همچنان که در لغت‌نامه دهخدا نیز این دو یکی دانسته شده است: «تأییدکردن و یا امضاکردن حکم یا فرمانی از سوی مقامات عالی‌رتبه کشـور.» (۱۸)

این گفتگو از مشروح مذاکرات شورای بازنگری قانون اساسی می‌تواند شاهد خوبی در این زمینه باشد که دو مفهوم امضا و تنفیذ را می‌توان مترادف در نظر گرفت:
نایب رئیس (هاشمی)- امضای حکم ریاست‌جمهوری یا «تنفیذ»؟ آخر امام که تنفیذ نکردند، ما تنفیذ داشتیم شما چه‌طور آن را «امضا» کرده‌اید؟
امینی - در قانون اساسی فعلی هم «امضا» است.
نایب‌رئیس - از اول هم امضا بود؟
موسوی - امضا بود منتها حضرت امام در حکمشان واژه «تنفیذ» را به کار برده‌اند.
نایب‌رئیس - در هیچ اصل دیگری واژه تنفیذ نداریم؟
محمد مؤمن (مخبر کمیسیون)- آقای هاشمی! در این قسمت من آنچه را که در کمیسیون بوده توضیح می‌دهم هاشمی - بفرمایید همان‌طور که عرض کردم این عبارتی که الان در جزوه وظایف در اصل آمده عیناً عبارتی است که در اصل بوده. آنجا دو تا مطلب مطرح شد یکی که این کلمه امضا تبدیل به تنفیذ بشود و گفتیم که چون کلمه امضا به قول بعضی از آقایان مفهوم عرضی یا عوامانه‌اش صرف همین یک خط کشیدن آن زیر هست برای اینکه کسی از آن این مفهوم را تفهّم نکند گفتیم خوب است که ما تبدیلش کنیم به تنفیذ. آقایان فرمودند خوب این امضا از نظر کلمه‌ای مصدر باب افعال است، یعنی گذرا قراردادن و نافذ قراردادن لذا کلمه امضا و کلمه تنفیذ چون یک معنا را دارد موافقت نکردند که این کلمه «امضا» که زیباتر است برداشته بشود. این یک مسئله. 
(۱۹)

با اینحال به نظر می‌رسد می‌توان تفاوتی اندک‌بین این دو مفهوم را قائل شد. امضا مقدمه لازم برای تنفیذ صریح حکم رئیس‌جمهور یا نماد و نمود خارجی این تنفیذ باشد. تا زمانی که امضای حکم رئیس‌جمهور انجام نشود، به تصمیمات و اقدامات رئیس‌جمهور، نفوذ و اعتبار داده نمی‌شود. از منظر دیگر می‌توان گفت امضای حکم رئیس‌جمهور منتخب، کاشف از تنفیذ حکم وی است. یعنی از امضای این حکم، کشف می‌شود که به تصمیمات و اقدامات رئیس‌جمهور، نفوذ و اعتبار بخشیده شده است.
 
* نسبت تنفیذ و نظارت بر رئیس‌جمهور
تنفیذ به معنای امری غیر تشریفاتی، تا حد زیادی می‌تواند به‌عنوان سازوکاری نظارتی بر رئیس‌جمهور محسوب شود بدین‌گونه که قائل به تفکیک میان رئیس‌جمهور منتخب (بعد از تأیید انتخابات توسط ورای نگهبان و قبل از تنفیذ) و رئیس‌جمهور مستقر هستیم. در خصوص رئیس‌جمهور منتخب تنفیذ یا عدم تنفیذ حکم وی می‌تواند ابزاری نظارتی برای رهبری محسوب گردد و در مورد رئیس‌جمهور مستقر نیز اگر رهبری بخواهد به تنفیذ خود پایان دهد می‌تواند از ابزارهای مندرج در قانون اساسی از جمله بند ۱۰ اصل ۱۱۰ (۲۰) استفاده نماید. استفاده از ابزار بند دهم اصل ۱۱۰ به معنای پایان تنفیذ حکم رئیس‌جمهور توسط رهبری است.

امکان استفاده از ابزار نظارتی در خصوص تنفیذ به این دلیل است که تنفیذ عملی مطلق و بدون شروط و قیودی نمی‌باشد؛ بلکه تنفیذ عملی مادام‌الشرایطی است؛ یعنی تا زمانی تنفیذ رهبری اعتبار دارد که شروط و قیود در تنفیذ رعایت گردد.

مشروط بودن و مطلق نبودن تنفیذ به‌صراحت در متن تنفیذ ریاست‌جمهوری شهید رجایی توسط امام خمینی (ره) بیان گردیده است: «اینجانب رأی ملت شریف را تنفیذ و ایشان را به سمت ریاست‌جمهوری اسلامی ایران منصوب نمودم، و مادام که ایشان در خط اسلام عزیز و پیرو احکام مقدس آن هستند و از قانون اساسی ایران تبعیت و در مصالح کشور و ملت عظیم‌الشأن در حدود اختیارات قانونی خویش کوشا باشند و از فرامین الهی و قانون اساسی تخطی ننمایند، این نصب و تنفیذ به قوت خود باقی است و اگر خدای ناخواسته بر خلاف آن عمل نمایند، مشروعیت آن را خواهم گرفت.»(۲۱)

 
 (۱کتاب فرهنگ فقه، ج ۲، ص۶۴۳
 " امضاء حکم ریاست جمهوری پس از انتخاب مردم- صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری از جهت دارا بودن شرایطی که در این قانون می‌‌آید، باید قبل از انتخابات به تأیید شورای نگهبان و در دوره اول به تأیید رهبری برسد."
 "دوره ریاست‌جمهوری اسلامی ایران چهار سال است و از تاریخ تنفیذ اعتبارنامه وسیله مقام رهبری آغاز می‌گردد."
 در این رابطه می‌توان به سؤال آقای ربانی شیرازی و پاسخ آقای اکرمی در مشروح مذاکرات اعضای مجلس بررسی نهایی قانون اساسی اشاره کرد. آقای ربانی شیرازی نکته‌ای را بدین شرح بیان کرده است: «نظر من این است که این اصل بعد از آن موادی باشد که ما دربارة قوة مجریه تصویب کردیم و این مجمل را در اینجا ننویسیم. اما سؤال من عبارت از این است که این اصل در رابطه با ولایت فقیه چه نسبتی دارد؟ شما در آنجا گفته‌اید تولای امر و اجرا به دست او هست و آیا اینجا روشن است که برای چه کسی تعیین می‌کنید و این در رابطه با آن چه نسبتی دارد؟» آقای اکرمی در پاسخ به وی، چنین بیان نموده است: «آنچه که به نظر می‌رسد این است که ما در آنجا و در فصول بعدی که خواهد آمد و شورای نگهبان را توضیح می‌دهیم گمان می‌کنم این را در آنجا هم پذیرفتیم که بسیاری از آنچه که ممکن است در مملکت اجرا بشود فقیه یا آنکه ولی امر است به دیگران تفویض بکند و این مانعی با آن ندارد که به شورای نگهبان یا فقیه مقداری اختیارات بدهد». صورت مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ج ۱، ص ۵۵۹.
 صورت مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ج ۲، ص ۱۱۱۹.
 صورت مشروح مذاکرات شورای بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ج ۲، ص ۶۵۲.
 صورت مشروح مذاکرات شورای بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ج ۲، ص ۸۵۰.
 صحیفه امام، جلد ۱۰،ص ۲۲۱
 "در زمان غیبت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه)، در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که طبق اصل یکصد و هفتم عهده‌‌دار آن می‌گردد."
(۱۰ " حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است..."
(۱۱ "قوای حاکم در جمهوری اسلامی ایران عبارتند از: قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضائیه که زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت بر طبق اصول آینده این قانون اعمال می‌گردند. این قوا مستقل از یکدیگرند."
(۱۲ صورت مشروح مذاکرات شورای بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ج ۲، ص ۱۱۴۲.
(۱۳ صورت مشروح مذاکرات شورای بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ج ۳، ص ۱۶۳۸.
۱۴) https://www.tabnak.ir/۰۰۵EEo
isna.ir/xdRs۶b
https://borna.news/۰۰۸rv۸
http://fdn.ir/۱۹۲۷۲۶
(۱۵ کتاب فرهنگ فقه، ج ۲، ص۶۴۳
(۱۶ کتاب ترمینولوژی حقوق ،ص ۸۱.
(۱۷ همان.ص۱۷۹.
(۱۸  لغتنامه دهخـدا، ، ج ۱ ص، ۷۸۸
(۱۹ صورت مشروح مذاکرات شورای بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ج ۳، ص ۱۳۶۷.
(۲۰ " عزل رئیس‌‌جمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور پس از حکم دیوان عالی کشور به تخلف وی از وظایف قانونی، یا رأی مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت وی بر اساس اصل هشتاد و نهم"
(۲۱ صحیفه امام، جلد ۱۵، ص۶۷.
 
سه شنبه, 30 مرداد 1403 06:00

چاپ ششم کتاب حقوق مالیه عمومی

کتاب حقوق مالیه عمومی
نویسنده: دکتر سید احمد حبیب نژاد
چگونگی تجزیه و تحلیل سرمایه‌های عمومی و بررسی درآمدها و هزینه‌های یک جامعه سیاسی (دولت-کشور) موضوعی مشترک برای اقتصاد و حقوق است که اگر نوع نگاه و بررسی این موضوعات در استدلال‌ها، قواعد، روش‌ها و منابع، از منظر حقوقی باشد، «حقوق مالیه عمومی» خودنمایی می‌کند. حقوق مالیه عمومی قصد دارد تا پژوهشگران حقوقی در عرصه دانشی خودشان و با ادبیات حقوقی، موضوعات مرتبط با مالیه عمومی را بررسی و واکاوی نمایند و از دریچه «تنظیم‌گری روابط اجتماعی» و با استفاده از ابزارهای خود – «قواعد، قوانین و مقررات»، «هنجارهای حقوقی»، و «تحلیل‌های حقوقی»، -به موضوع درآمدها و هزینه‌های عمومی بنگرند. در این کتاب که به عنوان منبع اصلی درس حقوق مالیه عمومی در دوره کارشناسی حقوق و منبع تکمیلی در حقوق مالی کارشناسی ارشد حقوق همومی تدوین شده است درآمدها وهزینه‌های عمومی – با مداخلی همچون بودجه و مالیات – مبتنی بر نظام حقوقی ایران و نیز فقه اسلامی مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
 

دومین نشست از سلسله نشست های  علمی "حقوق قانونگذاری" با عنوان "قانون و قانونگذاری در پرتو تفسیر قانون و نیازسنجی تقنینی" با همت گروه حقوق عمومی دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران و خانه ملی قانون اساسی در روز چهارشنبه ۱۲ اردیبهشت ماه در دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران برگذار شد.

در این نشست که با حضور دکتر محمد حسنوند (قاضی دیوان عدالت اداری) و دکتر سید احمد حبیب نژاد (دانشیار دانشگاه تهران و دبیر هیات پیگیری اجرای قانون اساسی ) در میان جمعی از دانشجویان ، پژوهشگران و علاقه مندان  به حوزه قانونگذاری به صورت حضوری و برخط برگذار شد ،  موضوع اهمیت رشته حقوق قانونگذاری و تاثیر آن بر قانونگذاری مطلوب با محوریت تفسیر قانون و نیازسنجی تقنینی مورد بررسی قرار گرفت.

در ادامه دکتر حبیب نژاد ضمن تبیین کاربرد ، اهداف و آتیه این رشته به معرفی کامل سر فصل ها و منابع حقوق قانونگذاری و همچنین طریق جذب دانشجویان در مقطع ارشد برای اولین بار در پردیس فارابی دانشگاه تهران پرداخت.

نشست علمی «قواعد نظام‌‌های حقوقی در مواجهه با توهین به کتب آسمانی» صبح امروز (۰۳ مرداد ۱۴۰۲) به همت خانه ملی قانون اساسی در سالن جلسات معاونت قانون اساسی معاونت حقوقی‌ رئیس‌جمهور برگزار شد.

 

در این نشست که در واکنش به اقدام موهن قرآن‌سوزی در سوئد، با دبیری علمی دکتر سید احمد حبیب‌نژاد، معاون قانون اساسی معاونت حقوقی رئیس‌جمهور و دبیر هیأت پیگیری اجرای قانون اساسی برگزار شد، دکتر عبدالکریم بی‌آزار شیرازی، عضو شورای عالی مجمع تقریب مذاهب اسلامی، دکتر محمدجواد ارسطا، دانشیار دانشگاه تهران و عضو هیأت پیگیری اجرای قانون اساسی، دکتر هدی غفاری،‌ دانشیار دانشگاه علامه‌طباطبائی و عضو هیأت پیگری اجرای قانون اساسی، دکتر سید محمدمهدی غمامی، دانشیار دانشگاه امام صادق‹ع› و معاون تحقیقات، آموزش و حقوق شهروندی معاونت حقوق رئیس‌جمهوری و دکتر آرین قاسمی، دانش‌آموخته حقوق عمومی و مترجم کتاب «آزادی بیان و سخنان تنفر‌آمیز» به ایراد سخن پرداختند.

در راستای مأموریت‌های معاونت قانون اساسی معاونت حقوقی رئیس جمهور در زمینه شناسایی موانع اجرای کامل اصول قانون اساسی و ارائه راهکارهای متناسب، و با توجه به اهمیت اصل دهم #قانون_اساسی و مغفول ماندن این اصل اصیل در هنجارهای حقوقی کشور؛ نخستین نشست هم اندیشی از سلسله نشست‌های الزامات اجرای کامل اصل دهم، با عنوان «خانواده محوری در نظام حقوق مالیاتی» روز شنبه ۱۴۰۲/۰۳/۲۰ با حضور جمعی از صاحب‌نظران و متخصصان حوزه حقوق خانواده و حقوق مالی از وزارت امور اقتصادی و دارایی، سازمان امور مالیاتی کشور، انجمن علمی فقه و حقوق خانواده ایران، پژوهشکده حقوق خانواده دانشگاه شهید بهشتی و ستاد ملی جمعیت برگزار گردید .

در این نشست ضمن نقد برخی مواد مرتبط با خانواده در پیش نویس لایحه اصلاح قانون مالیات‌های مستقیم-که در حال بررسی در جلسات هیأت دولت می‌باشد- لزوم خانواده محوری در قوانین و مقررات مالیاتی و بایسته‌های تقنین در این حوزه مورد تأکید قرار گرفت. گفتنی است به‌ منظور ارائه راهکارهای عملیاتی در جهت رفع موانع اجرای کامل اصل دهم در نظام حقوق مالیاتی کشور، این نشست ها در آینده ادامه خواهد داشت.

در نشست‌هایی که با حضور دبیر هیأت پیگیری اجرای قانون اساسی در کانون وکلای دادگستری مرکز و خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد، درباره «نقش وکلا در تضمین اجرای قانون اساسی» و «بررسی اصل ۱۳۱ قانون اساسی در مورد تکالیف قانونی بعد از فوت رئیس جمهور» صحبت و گفت و گو شد.

روز دوشنبه، ۰۷ خرداد ۱۴۰۳ و به بهانه یادبود رئیس‌جمهور شهید، نشستی با عنوان «نقش وکلا در تضمین اجرای قانون اساسی» از سوی هیأت پیگیری اجرای قانون اساسی و کمیسیون آموزش کانون وکلای دادگستری مرکز به صورت مشترک در محل این کانون برگزار شد.

دکتر سید احمد حبیب‌نژاد معاون قانون اساسی معاونت حقوقی ریاست جمهوری، دبیر هیأت پیگیری اجرای قانون اساسی و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران، دکتر محمد شاه‌محمدی رئیس مرکز علمی کاربردی کانون وکلای دادگستری مرکز و بهنام حبیب‌زاده مؤمن رئیس این کانون در این نشست حضور داشتند و به ارائه مطالب پرداختند.

در همین راستا انجمن حقوق‌شناسی و گروه حقوق خانه اندیشمندان علوم انسانی نیز هشتاد و چهارمین جلسه از سلسله نشست‌های یک‌شنبه‌های حقوق‌شناسی خود را به موضوع «بررسی اصل ۱۳۱ قانون اساسی در مورد تکالیف قانونی بعد از فوت رئیس جمهور» اختصاص داد.

در این نشست نیز علاوه بر دکتر سید احمد حبیب‌نژاد، دکتر مسلم آقایی طوق پژوهشگر، مدرس حقوق عمومی و وکیل دادگستری و قدرت‌الله رحمانی عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و دبیر کمیسیون حقوقی مجمع تشخیص مصلحت نظام و علی‌محمد فلاح‌زاده، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی و دبیر پیشین کمیسیون امور اجتماعی دولت حضور داشتند.

کرسی علمی-ترویجی «آسیب‌شناسی وضعیت تأسیس دستگاه‌های اجرایی در نظام حقوقی ایران» به همت خانه ملی قانون اساسی برگزار شد.

محمد امین ابریشمی‌راد، استادیار حقوق دانشگاه سمنان و مدیرکل هیأت پیگیری اجرای قانون اساسی، ارائه‌دهنده این کرسی علمی-ترویجی بود که نهم بهمن ۱۴۰۲ در سالن جلسات معاونت قانون اساسی معاونت حقوقی رئیس‌جمهوری برگزار شد.

ابریشمی راد در ابتدای این نشست به تشریح بایسته‌های تأسیس دستگاه‌های اجرایی منطبق بر قانون اساسی پرداخت و در ادامه، موانع حقوقی و غیرحقوقی‌‌ای که در عمل، موجب فاصله‌گرفتن از این بایسته و تأسیس دستگاه‌های اجرایی بر اساس سازوکارهای دیگر می‌شود، برشمرد.

در ادامه نشست، سید احمد حبیب‌نژاد، دانشیار حقوق دانشگاه تهران  و معاون قانون اساسی معاونت حقوقی رئیس‌جمهور و مسلم آقایی طوق، پژوهشگر حقوق عمومی و مدرس دانشگاه، به عنوان ناقدان این کرسی به بررسی و نقد آسیب‌شناسی مطرح‌شده پرداختند و پیشنهادهای اصلاحی خود را برای تکمیل بحث بیان کردند.

قانــون اساســی برتریــن هنجــار مرجــع در حقــوق موضوعــه، سرسلســله منابــع حقوقی و مهمتریــن قانون هر کشــور از حیــث اعتبار، فراگیــری، عــدم امــکان تخطــی، اســتحکام و الــزام بــه اجــرا اســت. این ســند عالــی بیانگر چهارچــوب هنجــاری عمل حکمرانــی بوده و میثــاق بنیادینــی به مثابــه نمایانگــر حقوق و تعهدات متقابل دولت و ملت است .اما مســأله اصلی آن است که این حقوق و تعهدات بدون وجود سازکارهای دقیق اجرایی به دستهای از آرمانهای فاقــد ضمانت اجرایی فروکاســته خواهند شــد. پس، صیانــت از برتری قانون اساسی در نظام حقوقی مستلزم تضمین همه جانبه و عینی آن ً در بعد اجرای آن اســت. بــه تعبیری،« نظم مبتنی بر قانون مخصوصا اساســی» تنها زمانی قابل تحقق اســت که حاکمیت بالفعل این قانون به همه عرصه‌های خرد و کالن سیاسی و اجتماعی تسری یابدقانــون اساســی جمهوری اســامی ایــران نیز عــاوه بر آنکــه حقوق ملــت و نظــم زمامــداری را بیــان مینمایــد حــاوی قواعــد مربــوط بــه نظــام اســامی، عدالت اجتماعی، همبســتگی ملی و الگــوی فرهنگی، ً اینکه جایــگاه آن در نظام حقوقی اقتصــادی و اجتماعی اســت. مضافا کشــور ما ارزشــی والاتــر دارد زیــرا این ســند ترکیبی از مبانــی توحیدی- اسلامی و حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خویش استقانون اساســی به درستی در اصل ۱۱۳ مناسبترین مقام برای ایفای وظیفه مســئولیت اجرای قانون اساســی را رئیس جمهور دانسته است تا در راســتای پاسداری از قانون اساسی، تضمین حقوق و آزادی‌های مردم و...، مفاد ســوگند شــرعی و الزامی وی را حســب اصل ۱۲۱ قانون اساســی محقق گرداند. بنابراین به نظر میرسد برنامه‌ریزی جهت اجرایی کردن تمام اصول قانون اساسی جزو اولویت‌های کاری رئیس قوه مجریه باشداز ایــن نظر بر اجرایــی کردن همه اصول قانون اساســی تأکید داریم که از »قانــون اساســیگرایی کاریکاتــوری» و تقــدم مصلحتمدارانــه برخی از اصول بر برخی دیگر پرهیز نماییم. قانون اساســی یک پیکره واحد است و عدم اجرای هر بخش از آن خللی در این پیکره است و غیر قابل قبول . مردمی‌ســازی اجــرای قانــون اساســی میتوانــد نــخ تســبیح در سیاســت‌های اجرایــی ایــن میثــاق ملی تلقــی گردد کــه خــود می‌تواند جلوه‌های گوناگونی را به نمایش بگذارد. با توجه به ابلاغ «دستورالعمل نحــوه اعمــال مســئولیت رئیس جمهــور در اجــرای قانون اساســی» و با تشکیل «هیأت عالی اجرای قانون اساسی» با ترکیبی از اشخاص حقوقی و حقوقدانــان فاضــل و نیــز با آغاز مرحلــه اول «ســامانه پیگیری اجرای قانون اساسی» - که درگاه ارتباط مستقیم مردم با دولت در حوزه اجرای قانون اساســی است - و نیز با شروع فعالیت «خانه ملی قانون اساسی « میتوانیم امیدوار باشــیم مشــارکت شــهروندان در دو سطح نخبگانی و عمومی در اجرای قانون اساسی جنبه عملیاتی به خود بگیردبــا توجه به مراتب فوق، معاونت قانون اساســی معاون حقوقی رئیس جمهــور «نخســتین همایش مســئولیت اجــرای قانــون اساســی» را در روز قانــون اساســی (دوازدهم آذرمــاه ۱۴۰۱ ) برگــزار مینماید تا آغــازی مجدد جهــت تأکید بــر اجرای کامل اصول قانون اساســی، شناســایی موانع اجرا و پیــدا نمودن راهکارهای رفع آن موانع و تدوین نظام مســائل اجرای قانون اساســی در چهارچوب گفتوگوهای نخبگانی اجرایی باشد. امیدواریم این همایش و فعالیت های بعدی ذیل آن بتواند موجب تقویت گفتمان التزام به قانون اساسی و باعث سرعت در اجرایی کردن اصول قانون اساسی شود.

یادداشت دکتر سید احمد حبیب نژاد دبیر علمی همایش مسئولیت اجرای قانون اساسی .روزنامه ایران .۱۲ آذر ۱۴۰۱

دومین همایش ملی مسئولیت اجرای قانون اساسی

(تحول بنیادین اقتصادی مبتنی بر اصول قانون اساسی)

12 آذر 1402

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به مولف آن بوده وبهره برداری از مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.