#یادداشت
فیضیه، بهارستان؛
خیلی دور، خیلی نزدیک
دکتر سید احمد حبیب نژاد
ماهنامه عصر اندیشه، سال هفتم شماره 26 (شهریور 1400)
https://www.magiran.com/p2316294
✳یادداشتهای حقوق اداری
یادداشت ۲؛ نظام اداري صحيح و مشاركت فعال و مؤثر شهروندان
دکتر سيداحمد حبیبنژاد
نمیتوان از "حق بر تعيين سرنوشت" صحبت نمود و از مشاركت شهروندان در تصميمگيريهاي نوعي در يك جامعه سياسي غافل ماند. حضور و مشاركت فعال و مؤثر شهروندان جنبه ايجابي حق بر تعيين سرنوشت است و سطح شهروندي را از سطح صرفاً "موضوع تصميم" به سطح "مشارکت در تصميم" افزايش میدهد.
اين مسئله در "اداره" و "تصميمات اداري" نيز ظهور بيشتري دارد يا بايد داشته باشد خصوصاً اگر اداره را مرجعي براي فعاليت در مسير" خير عمومي" بدانيم و "منفعت عمومي "را نقطه محوري در "عمل اداري " به شمار آوريم.
از سوي ديگر اين مشاركت فعال شهروندان در فرايندهاي تصميم سازي و تصمیمگیری اداري يكي از الزامات تحقق" نظام اداري صحيح "موضوع بند دهم اصل سوم قانون اساسي است و بدون اين مشاركت تعهد دولت -به معناي قوه حاكمه- در ايجاد اين نظام اداري به ثمر نمینشیند. نمیتوان نظام اداري صحيح را در فضايي خودخواهانه و مبتني بر صرف خواست و اراده كارگزاران اداري به وجود آورد. تجربه نشان داده است كه به دلايل مختلف از جمله "تعارض منافع" يا غلبه دیدگاههای سياسي و جناحي بر منفعت عمومي نمیتوان دل به تصميماتي بست كه در پشت دربهای بسته اداري گرفته میشود.
بايد اين نكته را هم در نظر گرفت كه مراد مشاركت واقعي و نه صوري و تزييني شهروندان در يك نظام اداري است. همچنان كه اين مشاركت میتواند گسترهای داشته باشد. از جمله مشاركت پیش از تصمیمگیری اداري مانند حوزههای نيازسنجي عمل اداري، مشاركت در حين تصمیمگیری اداري و اخذ نظرات و دیدگاههای شهروندان مخصوصاً ذينفعان، مشاركت در مرحله اجرا و مشاركت پس از اجرا در نظارت و ارزيابي آن تصميم اداري.
"نظام اداري صحيح "زماني تحقق میباید كه "نظام اداري خوب " مبتني بر اراده و البته متكي بر منفعت و خير عمومي شهروندان بنيان نهاده شود و لازمه اين خواست آن است كه هم بسترها و هم سازوكارهاي نقش مؤثر شهروندان در يك نظام اداري مشخص گردد و به لباس قواعد رسمي اداري درآيند تا قابليت سنجش و ارزيابي داشته باشند.
به نظر میرسد نقش دانش حقوق اداري در اين ميان نقشي سترگ است و حقوقدانان و پژوهشگران حوزه حقوق اداري و مخصوصاً انجمن ايراني حقوق اداري بايد بيش از گذشته براي ايجاد سازوكارهاي نقش دهي شهروندان در نظام اداري و در نتيجه تحقق "نظام اداري صحيح" ايده پردازي كنند و مدلهایی را ارائه نمايند و البته در اين ميان میتوان از ديوان عدالت اداري هم انتظار داشت تا تضمين كننده قضايي نقش شهروندان در تصمیمگیریهای اداري باشد.
کارویژه اصلی و عنصر اساسیِ ماهیت مجلس ، #نمایندگی_اراده_مردم است.اگر این نمایانگری باشد ، مجلس به رسالت خود عمل نموده است و الا فلا...
کار پارلمان باید همین باشد : اعمالِ #حکمرانی_تقنینی به نمایندگی از شهروندان برای تامین رضایت منتخبین خود...
#رضایت_شهروندان سنجه بسیار محوری در ارزیابی عملکرد هر دوره از مجلس است...
نمایندگی مجلس شروع مناسبی برای سیاست دانی، سیاست ورزی یا ورود ابتدایی به حوزه حکمرانی نیست...مجلس باید میانه راه باشد نه ابتدای راه...
اصل بر عدم قانونگذاری است مگر اینکه دلیل منطقی و معقول وجود داشته باشد...
اصل اصیل در ماموریت پارلمان باید #تحدید_قدرت و کارآمدی ِ #نظارت_پارلمانی باشد.
این موارد از جمله نکاتی است که قبل از #انتخابات_مجلس در مصاحبهای با چند دانشجویِ دغدغهمند و آگاه با فصلنامه #نامه_جمهور بیان شد و در شماره چهارم مجله ( زمستان ۱۴۰۲) منتشر گردید.

اصل ۱۱۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، امضای حکم رئیسجمهور منتخب را در ردیف وظایف و اختیارات مقام رهبری قرار داده است. از امضای حکم ریاستجمهوری در حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران به «تنفیذ» یاد میشود. اگرچه تنفیذ از نظر فقهی، اصطلاحی باسابقه و شناختهشده است، اما پس از انقلاب اسلامی وارد ادبیات سیاسی و حقوقی کشور ما گردید.
تنفیذ از منظر حقوقی
تنفیذ؛ الزام قانونی یا تشریفات نمایشی
تنفیذ حکم ریاستجمهوری توسط رهبری؛ وظیفه یا اختیار
مشابه و معادل تنفیذ در نظامهای سیاسی دنیا
امضا و تنفیذ؛ تفاوتها و ترادفها
نسبت تنفیذ و نظارت بر رئیسجمهورقانــون اساســی برتریــن هنجــار مرجــع در حقــوق موضوعــه، سرسلســله منابــع حقوقی و مهمتریــن قانون هر کشــور از حیــث اعتبار، فراگیــری، عــدم امــکان تخطــی، اســتحکام و الــزام بــه اجــرا اســت. این ســند عالــی بیانگر چهارچــوب هنجــاری عمل حکمرانــی بوده و میثــاق بنیادینــی به مثابــه نمایانگــر حقوق و تعهدات متقابل دولت و ملت است .اما مســأله اصلی آن است که این حقوق و تعهدات بدون وجود سازکارهای دقیق اجرایی به دستهای از آرمانهای فاقــد ضمانت اجرایی فروکاســته خواهند شــد. پس، صیانــت از برتری قانون اساسی در نظام حقوقی مستلزم تضمین همه جانبه و عینی آن ً در بعد اجرای آن اســت. بــه تعبیری،« نظم مبتنی بر قانون مخصوصا اساســی» تنها زمانی قابل تحقق اســت که حاکمیت بالفعل این قانون به همه عرصههای خرد و کالن سیاسی و اجتماعی تسری یابد. قانــون اساســی جمهوری اســامی ایــران نیز عــاوه بر آنکــه حقوق ملــت و نظــم زمامــداری را بیــان مینمایــد حــاوی قواعــد مربــوط بــه نظــام اســامی، عدالت اجتماعی، همبســتگی ملی و الگــوی فرهنگی، ً اینکه جایــگاه آن در نظام حقوقی اقتصــادی و اجتماعی اســت. مضافا کشــور ما ارزشــی والاتــر دارد زیــرا این ســند ترکیبی از مبانــی توحیدی- اسلامی و حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خویش است. قانون اساســی به درستی در اصل ۱۱۳ مناسبترین مقام برای ایفای وظیفه مســئولیت اجرای قانون اساســی را رئیس جمهور دانسته است تا در راســتای پاسداری از قانون اساسی، تضمین حقوق و آزادیهای مردم و...، مفاد ســوگند شــرعی و الزامی وی را حســب اصل ۱۲۱ قانون اساســی محقق گرداند. بنابراین به نظر میرسد برنامهریزی جهت اجرایی کردن تمام اصول قانون اساسی جزو اولویتهای کاری رئیس قوه مجریه باشد. از ایــن نظر بر اجرایــی کردن همه اصول قانون اساســی تأکید داریم که از »قانــون اساســیگرایی کاریکاتــوری» و تقــدم مصلحتمدارانــه برخی از اصول بر برخی دیگر پرهیز نماییم. قانون اساســی یک پیکره واحد است و عدم اجرای هر بخش از آن خللی در این پیکره است و غیر قابل قبول . مردمیســازی اجــرای قانــون اساســی میتوانــد نــخ تســبیح در سیاســتهای اجرایــی ایــن میثــاق ملی تلقــی گردد کــه خــود میتواند جلوههای گوناگونی را به نمایش بگذارد. با توجه به ابلاغ «دستورالعمل نحــوه اعمــال مســئولیت رئیس جمهــور در اجــرای قانون اساســی» و با تشکیل «هیأت عالی اجرای قانون اساسی» با ترکیبی از اشخاص حقوقی و حقوقدانــان فاضــل و نیــز با آغاز مرحلــه اول «ســامانه پیگیری اجرای قانون اساسی» - که درگاه ارتباط مستقیم مردم با دولت در حوزه اجرای قانون اساســی است - و نیز با شروع فعالیت «خانه ملی قانون اساسی « میتوانیم امیدوار باشــیم مشــارکت شــهروندان در دو سطح نخبگانی و عمومی در اجرای قانون اساسی جنبه عملیاتی به خود بگیرد. بــا توجه به مراتب فوق، معاونت قانون اساســی معاون حقوقی رئیس جمهــور «نخســتین همایش مســئولیت اجــرای قانــون اساســی» را در روز قانــون اساســی (دوازدهم آذرمــاه ۱۴۰۱ ) برگــزار مینماید تا آغــازی مجدد جهــت تأکید بــر اجرای کامل اصول قانون اساســی، شناســایی موانع اجرا و پیــدا نمودن راهکارهای رفع آن موانع و تدوین نظام مســائل اجرای قانون اساســی در چهارچوب گفتوگوهای نخبگانی اجرایی باشد. امیدواریم این همایش و فعالیت های بعدی ذیل آن بتواند موجب تقویت گفتمان التزام به قانون اساسی و باعث سرعت در اجرایی کردن اصول قانون اساسی شود.
یادداشت دکتر سید احمد حبیب نژاد دبیر علمی همایش مسئولیت اجرای قانون اساسی .روزنامه ایران .۱۲ آذر ۱۴۰۱
■قدرت،آزادی، حق ....و عاشورا(۱)
●"حسینبن علی؛مشارکتِ متفکرانه و نفی عوام گراییِ محض "
*سید احمد حبیب نژاد/عضو هیات علمی گروه حقوق عمومی پردیس فارابی دانشگاه تهران
صریح باید گفته شودکه دموکراسی،مشارکتِ محضِ مردم نیست .اصلا نمی توان سرنوشت جامعه ای را به آرایِ هیجانی ،متزلزل و"همگانی " و نیامیخته با تعقل ، منطق ، خرد و اندیشه سپرد.
هسته ی اصلی دموکراسی ،"مشارکتِ متفکرانه همگانیِ مردم" است.اگر مشارکت، بدون تبعیض و واقعا همگانی در انتخابات و اداره امور کشور برای دموکراسی، به مثابه "خون "در رگهایش باشد ولی" روحِ"مردم سالاری، "تفکر" و "اندیشه " است یا باید باشد.
جهان، نظامهای سیاسی زیادی را دیده است که در ظاهر و صورت ،مبتنی بر آرا و خواست اکثریت شهروندانش به وجود آمد و کردند آنچه را نباید میکردند.
متنِ نامه امام حسین به مردمکوفه به خوبی گواه بر لزوم همدلی وصفِ"متفکرانه"در کنار ویژگیِ"همگانی" است.
امام ع می فرماید اگر " مَلَئِکُمْ وَذَوی الفَضْلِ وَ الْحِجی مِنْکُمْ "(=بزرگان قوم و صاحبان عقل و خرد و اندیشه)بر موضوعی مربوط به اجتماع،حکمرانی و مدیریت عمومیِجامعه به نقطه اشتراکی برسند و آن را مطالبه کنند ،حجت حتی بر اماممعصوم نیز تمام میشود .
مفهومِ مخالفِ جمله ی شرطیه "فاِن کَتَبَ" نشان می دهد صرفِ آرایِ همگانی ،بدون پشتوانه ای از خرد و تعقل و اندیشه اعتباری ندارد و همان "پوپولیسم" است که نه مبتنی بر "یک نفر =یک رای"که بر "یک دلار =یک رای"استوار است.
و این متنِ آخرین نامه ی امام حسین ع به مردم کوفه است:
"بسم اللَّه الرحمن الرحیم از طرف حسین بن على به سوى گروه مؤمنین و مسلمین. اما بعد؛ هانى و سعید نامه هاى شما را نزد من آوردند و آخرین نفر فرستادگان شما بودند که نزد من آمدند. کلیه آنچه را که شما شرح داده بودید فهمیدم. سخن اکثر شما این بود که ما امام نداریم. تو بسوى ما بیا شاید خدا ما را بوسیله تو به حق هدایت و نزدیک نماید.
من برادر و پسر عم و شخصى که از اهل بیت و مورد وثوق من است یعنى مسلم بن عقیل را بسوى شما می فرستم.
اگر مسلم براى من بنویسد که نظرات بزرگانقوم و صاحبان فضل و اندیشه شما مانند آراء عموم است همان طور که فرستادگان شما آمدند و نامه هاى شما را قرائت نمودم من با خواست خدا به زودى به سوى شما می آیم ....و السّلام."
"بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ مِنَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ علیه السلام إِلَى الْمَلَإِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُسْلِمِینَ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ هَانِئاً وَ سَعِیداً قَدَّمَا عَلَیَّ بِکُتُبِکُمْ وَ کَانَا آخِرَ مَنْ قَدِمَ عَلَیَّ مِنْ رُسُلِکُمْ وَ قَدْ فَهِمْتُ کُلَّ الَّذِی اقْتَصَصْتُمْ وَ ذَکَرْتُمْ وَ مَقَالَهُ جُلِّکُمْ أَنَّهُ لَیْسَ عَلَیْنَا إِمَامٌ فَأَقْبِلْ لَعَلَّ اللَّهَ أَنْ یَجْمَعَنَا بِکَ عَلَى الْحَقِّ وَ الْهُدَى وَ أَنَا بَاعِثٌ إِلَیْکُمْ أَخِی وَ ابْنَ عَمِّی وَ ثِقَتِی مِنْ أَهْلِ بَیْتِی مُسْلِمَ بْنَ عَقِیلٍ فَإِنْ کَتَبَ إِلَیَّ بِأَنَّهُ قَدِ اجْتَمَعَ رَأْیُ مَلَئِکُمْ وَ ذَوِی الْحِجَى وَ الْفَضْلِ مِنْکُمْ عَلَى مِثْلِ مَا قَدَّمَتْ بِهِ رُسُلُکُمْ وَ قَرَأْتُ فِی کُتُبِکُمْ فَإِنِّی أَقْدَمُ إِلَیْکُمْ وَشِیکاً إِنْ شَاءَ اللَّهُ ....وَ السَّلَامُ"
شب اول محرم ۱۴۴۰
در اولین جلسه هیأت مدیره انجمن فقه و حقوق اسلامی، حضرت آیت الله علیدوست و جناب آقای دکتر سید احمد حبیب نژاد به ترتیب به عنوان رئیس و نایب رئیس انجمن به مدت دو سال انتخاب شدند.
در انتخابات مجمع عمومی انجمن فقه و حقوق اسلامی دوره جدید (چهارم) اساتید ذیل به مدت دو سال به عنوان هیات مدیره انتخاب گردیدند:
آیت الله ابوالقاسم عليدوست ابرقوئی
دکتر سید احمدحبیب نژاد
دکتر سید حسین وحدتی شبیری
دکتر حسین جوان آراسته
حجه الاسلام و المسلمین سید مجتبی میردامادی
حجه الاسلام و المسلمین محمد بابک عشایری منفرد
حجه الاسلام و المسلمین حسن عالمی طامه
ضمنا اقایان حسین قافی و طبرسی به عنوان بازرس انجمن انتخاب گردیدند
به گزارش خبرگزاری فارس ، دکترسید احمد حبیب نژاد عصر امروز در همایش ملی فقه هنر که در سالن همایش پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد، در سخنرانی خود تحت عنوان"تقنین در حوزه هنر " با اشاره به تعریف هنر اظهار کرد: هنوز تعریف واحدی برای هنر در جهان وجود ندارد، هر کدام از تعریفهای موجود برای هنر دارای اشکال است.
وی ادامه داد: برخی میگویند چون جنس هنر از جنس خیال است، نمیتوان آن را در چارچوب قانون قرار داد و قانون سلطه ای بر هنر ندارد، اما برخی دیگر معتقد هستند که هنر یک پدیده اجتماعی است و مانند هر پدیده ای دیگر، امکان تقنین برای هنر وجود دارد، اما نباید حکومت در زمینه هنر قانون گذاری کند.
عضو هیأت علمی دانشگاه تهران افزود: جنبه بیرون هنری قابلیت نقنین را دارد و این مساله چه در یک حکومت دینی و چه در حکومت غیردینی مطرح است، به نظرم نخستین اصل برای تقیین هنر، اصل بر عدم تقنین آن است، مگر این که یک دلیل منطقی برای تقنین هنر وجود داشته باشد.
حبیب نژاد با اشاره به حمایت قانون از هنر و هنرمندان اظهار کرد: قوانین متعددی در زمینه حمایت از هنر و هنرمندان در عرصههای مختلف وجود دارد، گاهی هم این حمایت با تاسیس نهادهایی صورت میگیرد.
وی ادامه داد: قانون اساسی ایران، یک قانون کمال گرا است و براساس این قانون، وظیفه دولت ایجاد فضا برای ارتقای معنوی مردم است، به همین دلیل بر اساس امکان هزینه کرد برای حمایت از هنر وجود دارد.
عضو هیأت علمی دانشگاه تهران افزود: ورود هر نهاد قانون گذار به حوزه هنر باید به یک دلیل منطقی باشد، باید برای تدوین قانون در زمینه هنر از خود هنرمندان استفاده شود، همچنین قوانین مرتبط با هنر باید منعطف پذیر باشند و همراه با این پدیده سیال حرکت کنند.
حبیب نژاد، بررسی دقیق تمام قوانین در زمینه هنر را ضروری دانست و تصریح کرد: دبیرخانه همایش ملی فقه هنر ظرفیت پرداختن به چنین کاری را دارد.
وی ادامه داد: قانون گذاری یکی از اصول حکمرانی است و حکومتها از این ابزار برای تنظیم روابط اجتماعی و نیز رسیدن به اهداف، مقاصد و آرمان خود بهره میبرند.
عضو هیأت علمی دانشگاه تهران افزود: مقنن باید بپذیرد که حوزههای آزادی در مقوله هنر باید فراخ تر از حوزههای کنترل شده باشد.
حبیب نژاد با اشاره به اصول موردنیاز برای ورود حاکمیت به تقنین در موضوع هنر اظهار کرد: در گستره ورود حاکمیت به این مساله باید اصولی مورد پذیرش نهادهای مقررات گذاری باشد از جمله این که تقنین هنر باید بیشتر تکیه بر حمایت داشته و جنبههای حمایتی قانون گذاری بسیار پررنگ باشد.
وی ادامه داد: اصل پس کنترلی در هنر بایستی موجب گردد تا حد ممکن کنترلهای پیشینی در هنر به حداقل برسد و براساس اصل انعطاف پذیری، حوزه هنر شایسته قوانین سخت و غیرقابل انعطاف نیست.
عضو هیأت علمی دانشگاه تهران در پایان خاطرنشان کرد: مشارکت اهل هنر در وضع، تفسیر و اجرای قوانین بسیار حیاتی است به خصوص در مرحله ابتکار تقنینی که عدم مشارکت هنرمندان میتواند قانون مربوطه را با چالشهایی مواجه نماید.
کولبر ها و رنج هایی که می کشند ...
کولبری پدیده نوینی نیست و سالیان سال مردمانی به آن گرفتارند.نیاز، آنها را به سویی کشیده است که گفتنش درد است و دیدنش دشوار.عدم توسعه اقتصادی مناطق مرزی مانند کردستان و عدم برنامه ریزی برای ایجاد شغل که به استناد قانون اساسی جزو تعهدات دولت است،و مهمتر از همه نادیده گرفتن حقوق انسانی زن و مرد و کودک و پیر که کولبری می کنند از سوی مدیران و برنامه ریزانی که فقط مدعی هستند ،باعث شده است صحنه هایی رقم بخورد که جانسوز است.
#کولبر فقط بار سنگین حمل نمی کند.او در حال جابجایی تمام درد هایی است که درکی از آن در طبقه ی تصمیم گیر جامعه نیست و متاسفانه جامعه حقوقی ما هم هنوز حق آنها را ادا نکرده است .حقوقدانان وظیفه دارند این طبقه از جامعه را نیز ببینند و از آنها در جهت ایفای حقوقشان حمایت کنند و وظایف فراموش شده قوای حاکم_ از مجلس و قضاییه و مجریه_ را به آنها یاد آور شوند .
کافیست خودمان را فقط برای یکبار جای انهایی قرار دهیم که در این #سرمای استخوان سوز کوهستان ها آنهم برای مبلغ ناچیزی ،کولبری می کنند.به عقیده ام دانشجویان و اساتید #حقوق باید به رسالت خود در حمایت حقوقی از کولبرها و امثالشان عمل نمایند و در غیر اینصورت چه ارزشی برای کتاب ها ،درس ها و نظریاتی که خوانده ایم ، درس می دهیم و آموزش میگیریم متصور است؛شاید هیچ ...
✍دکتر سید احمد حبیب نژاد
عصو هیات علمی گروه حقوق عمومی پردیس فارابی دانشگاه تهران
وجدان جمعی نیروی سازنده قانون اخلاقی عنوان مقاله دکتر سید احمد حبیب نژاد معاون پژوهشی مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی است که در دومین کنفرانس بین المللی اخلاق و قانون ارائه شد.
چکیده این مقاله به شرح زیر است.
اهمیت مفهوم نظم عمومی در فرآیند قانونگذاری، ما را ناگزیر از شناسایی و تبیین آن میکند. به صورت سنتی نظم عمومی با مفهوم اخلاق حسنه پیوند خورده است، با این حال بررسیها نشان میدهد نمیتوان مفاهیم نظم عمومی و اخلاق حسنه را به یکدیگر تقلیل داد.
ما نیازمند مفهوم جدیدی هستیم که بتواند جامعیت مصادیق را به همراه داشته باشد و به همان نحوی که چتر خود را بر سر مصادیق مشترک نظم عمومی و اخلاق حسنه میگستراند، قادر به شناسایی مصادیق برون اخلاقی نظم عمومی نیز باشد. به نظر میرسد با این توضیح که نظم، پدیدهای خودجوش و نه سازمانی است، میتوان وجدان جمعی را به عنوان مرجع اعلام نظم عمومی شناسایی کرد. وجدان جمعی از طریق گفتوگوی عمومی شکل میگیرد و دولت تنها مرجع اجرای آن خواهد بود
یکی از آشکارترین راهکارهای عقلایی جهت نیل به تصمیمات سنجیده در سطح کلان اجتماع و قاعده ای عمومی برای ساختن یک جامعه مطلوب، مشورت کردن است. در حقیقت می توان گفت تصمیم گیری ها زمانی دقیق تر می شود که افراد صاحب نظر که در امور مختلف دارای تخصص هستند در آن مشارکت داشته باشند و تصمیمی که قرار است بر سرنوشت گروهی از جامعه تاثیر بگذارد، برآمده از خرد جمعی باشد. از آثار مفید مشورت کردن و توسعه فرهنگ مشورت پذیری می توان به رشد آگاهی های عمومی، رشد و گسترش عقلانیت جمعی، توسعه فرهنگ کار جمعی و همدلی و اتحاد در میان افراد یک جامعه اشاره کرد. علاوه بر تمامی اینها مشورت کردن و رکن شورا از اهمیت بسزایی در تفکر اسلامی و متون دینی اسلام برخوردار است؛ تا جایی که خداوند متعال در قرآن کریم به رسول گرامی اسلام دستور داده است که با مردم مشورت کند.(1) بدین ترتیب دیگر رهبران جامعه اسلامی نیز به طریق اولی به مشورت کردن با صاحب نظران، مامور خواهند بود؛ چرا که دین مبین اسلام مخالف خودمحوری و استبداد رای می باشد.
در ادامه، به اختصار به بررسی ادله و مستنداتی می پردازیم که مشورت کردن را بر کارگزاران نظام اسلامی واجب می کند.
الف: عقل:
با توجه به اینکه رعایت مصلحت مسلمین بر تمامی مدیران و کارگزاران نظام اسلامی واجب است و انجام این وظیفه نیز در بسیاری از موارد جز به وسیله مشورت با خردمندان و متخصصان ممکن نیست، به وضوح می توان نتیجه گرفت که مشورت در امور بر کلیه کارگزاران و تصمیم گیرندگان نظام اسلامی واجب است. این مطلب که تشخیص مصلحت در بسیاری از موارد فقط از طریق مشورت امکان پذیر می باشد از امور واضحی است که نیازی به استدلال ندارد؛ به خصوص در زمان حاضر که حکومت گستره وسیعی پیدا کرده و اداره آن نیاز به برخورداری یا استفاده از دانش ها و مهارت های گوناگون دارد.
برای اثبات لزوم رعایت مصلحت بر کارگزاران مسلمان ادله زیادی وجود دارد که در اینجا صرفا به دلیل قرآنی آن اکتفا می کنیم؛ خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: « وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ »(2) شکی نیست که تصرف در امور اجتماعی و حکومتی مهم تر از تصرف در اموال یتیمان است. بنابراین وقتی که بر اساس آیه فوق تصرف در اموال یتیمان حتما باید بر اساس مصلحت باشد، تصرف در امور عمومی امت به طریق اولی باید چنین باشد.
نتیجه آنکه اگر هر یک از مدیران و کارگزاران نظام اسلامی بداند یا حداقل احتمال دهد که در صورت مشورت با صاحب نظران، به راه های بهتری برای اداره امور دست یافته و به نتایجی می رسد که خود به تنهایی به آنها دست نمی یافت، در اینصورت مشورت بر او واجب خواهد بود و الا وظیفه خود را که رعایت صالح؛ بلکه اصلح به حال اسلام و مسلمین است ترک نموده و صلاحیت تصدی مقام مزبور را از دست می دهد.(3)
ب: قرآن:
خداوند متعال می فرماید: « فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ » (4)
از پرتو رحمت الهی در برابر آنها نرم(و مهربان) شدی و اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده می شدند؛ بنابراین آنها را عفو کن و برای آنها طلب آمرزش نما و در کارها با آنها مشورت کن؛ اما هنگامی که تصمیم گرفتی (قاطع باش و) بر خدا توکل کن زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد. این آیه شریفه پس از شکست ظاهری مسلمانان در جنگ احد نازل شد.
با اینکه عصیان و سرپیچی تعدادی از مسلمین منجر به نتیجه ناگوار شکست در جنگ مزبور گردید، باز هم خداوند به پیامبرش دستور می دهد که مسلمانان را مورد عفو قرار داده و برای ایشان طلب آمرزش نماید و همچنین در کارها با آنان مشورت کند.
از آنجا که فعل امر، ظهور در وجوب دارد؛ بنابراین امر به مشورت در آیه شریفه « شاورهم » بدان معناست که مشورت با اصحاب، بر شخص پیامبر واجب بوده است. از اینجا می توان نتیجه گرفت که مشورت در امور بر جانشینان پیامبر و رهبران بعدی امت اسلامی یعنی ائمه معصومین و فقهای جامع الشرایط و همچنین کلیه مدیران و تصمیم گیران نیز واجب است؛ زیرا وقتی شخص پیامبر اکرم با وجود علم لدنی و بی نیازی از مشاوره، به مشورت با اصحاب خود مامور می گردد، دیگران (به ویژه افراد غیر معصوم) به طریق اولی مامور به مشورت بوده و مشاوره با صاحب نظران، بر آنان واجب خواهد بود.
در پایان باید اضافه کرد که یکی از آثار مفید و مهم مشورت کردن، انتخاب مسیر صحیح برای پیشبرد جامعه اسلامی به منظور رسیدن به اهداف متعالی می باشد؛ و از دیگر آثار آن می توان به انتخاب افراد اصلح برای مدیریت و رهبری جامعه و سپردن امور به آنها اشاره کرده؛ بدین ترتیب نباید تردید کرد که مشورت کردن با صاحب نظران، بر مسئولان و مدیران جامعه اسلامی، واجب است و در حد یک توصیه اخلاقی خلاصه نمی گردد؛ چراکه هم منافعی که از طریق مشورت کردن به دست می آید، بسیار مهم و تاثیر گذار است و هم ضررهایی که در صورت ترک مشورت، به دنبال خواهد آمد، بسیار کلان و پر اهمیت می باشد و بدون شک، خداوندی که احکام شرعی را بر اساس مصالح و مفاسد واقعی، تشریع می کند هیچگاه چنین مصالح کلانی را نادیده نمی گیرد.
1) « وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ »
2) انعام، آیه 152
3)ر.ک: ناصر مکارم شیرازی، انوارالفقاهه (کتاب بیع)، جلد 1، ص 530
4)آل عمران، آیه 159